مدرسه اجتماعی
جامعه شناسی
شب يلداي امسال رو با تور به كوير متين آباد رفتم. فوق العاده بود . پذيرايي شب يلدا روز جمعه برای دور شدن از دنیای آدم ها و دیدن خدا به دامان طبیعت پناه بردم. تصمیم داشتم به توچال برم اما سر از درکه درآوردم. طبیعت بسیار جالب و بکری بود. بعد از کمی راه رفتن کنار آبشاری نشستم و نان و پنیری خوردم. در ارتفاع 2046 متر با همراه خوبی آشنا شدم. اطلاعات علمی خوبی داشت در آن چند ساعتی را که همراه هم بودیم چیزای خوبی ازش یاد گرفتم. از تاریخ، دین، حقوق و جامعه صحبت کردیم. بالاخره این صحبت ها و باهم بودن انگیزه ای بود تا آرام آرام به پلنگ چال برسیم؛ یعنی به ارتفاع2566 متر. خیلی حیفم آمد که این همه مسیر را طی کردیم و به اوج زیبایی کوه رسیدیم ولی به جای دیدن طبیعت باید نظاره گر آدم هایی می بودیم که یا با لذت سیگار می کشیدند و یا در حال چاق کردن قلیانهایشان بودند. به یکی از جوون ها گفتم: شما که سیگار می کشی پس هوای تمیز کوه کجا بره؟ در جوابم در حالی که به قله ای اشاره می کرد گفت: اونجا. بعد هم از این جواب خودش حسابی لذت برد و خندید. ساعتی نشستیم؛ به کوه و چشمه خیره شدیم. و چند داستان از کتاب منطق الطیر را با هم خواندیم. آرامش اون لحظات را هرگز فراموش نخواهم کرد. سکوت کوهستان، صدای آب ............ شنبه 16/7/1390 










