ابزار نمایش اوقات شرعیمنبع ابزارهای وبلاگ نویسان مدرسه اجتماعی - چارلز هوتون کولی






















مدرسه اجتماعی

جامعه شناسی

 زندگی:

چارلز هوتون کولی در گوشه محوطه کالج آن آربر وابسته به دانشگاه میشیگان زاده شد. پدرش توماس مک اینتایر کولی قاضی سرشناسی بود. چارلز از همان جوانی خوی کناره گیر، انفعالی و ماخوذ به حیاتی پیدا کرده بود که شاخص سبک زندگی اش در سراسرعمر بود. او پس از مطالعه دقیق آثار داروین، اسپنسر و جامعه شناس آلمانی طرفدار مکتب ارگانیسیم، آلبرت شافله تصمیم گرفت که در سال 1890 برای ادامه تحصیل در اقتصاد سیاسی و جامعه شناسی به دانشگاه میشیگان باز گردد. او رساله دکترایش را با عنوان " نظریه حمل و نقل" نوشت که خود یک بررسی پیشگامانه در بومشناسی انسانی بود و در سال 1894 درجه دکترا گرفت. او در 1899 به استادیاری و در 1904 به دانشیاری رسید و سه سال بعد به مقام استادی دست یافت. از جمله کارهای تحقیقی او: " سرشت بشری و سامان اجتماعی"، " سازمان اجتماعی" و " فراگرد اجتماعی" می باشند. هم چنین مقالات اولیه او در زمینه بومشناسی اجتماعی و برخی کارهایی که در واپسین سال های عمرش نوشته بود پس از مرگ همگی در یک جلد با عنوان نظریه جامعه شناسی و تحقیق اجتماعی در سال 1930 منتشر شدند. سرانجام در اواخر سال 1928 وضع جسمانی کولی به وخامت گرایید و در هفتم ماه مه 1929 بر اثر سرطان، چشم بر این جهان فرو بست.

واژگان کلیدی:

خود آیینه سان – نظریه ارگانیک – گروه نخستین

خود آیینه سان:

کولی معتقد بود که شناخته های جهان اجتماعی، اجزای سازنده ذهن شناسا و خود به شمار می آیند. او چنین استدلال می کرد که خود یک شخص از رهگذر تبادل او با دیگران رشد می یابد. آگاهی یک شخص از خودش، بازتاب افکار دیگران درباره خودش است؛ پس به هیچ روی نمی توان از خودهای جداگانه سخن به میان آورد.

کولی برای روشن ساختن خصلت انعکاسی خود، آن را با آیینه مقایسه کرده بود:

آیینه ام، اگر تو زشتی زشتم                 گر تو نکویی، نکوست سیرت و سانم

مفهوم خود آیینه سان از سه عنصر اصلی ساخته می شود. " نخست، ظاهر ما به چشم دیگری چگونه می نماید. دوم، داوری او درباره ظاهر ما چیست و سرانجام، چه احساسی از خود برای ما پدید می آید، غرور یا سرشکستگی". کولی سپس  می افزاید که " جامعه همان همبافتگی و تاثیر متقابل خودهای ذهنی است".

نظریه ارگانیک

کولی هرگاه که از جامعه به عنوان یک ارگانیسم سخن می گوید، منظورش این نیست که مانند اسپنسر قیاسی زیست شناختی در مورد جامعه به عمل آورده بلکه می خواهد بر روابط دستگاهمند میان همه فراگردهای اجتماعی تاکید ورزد. هرگاه که جامعه را به عنوان یکارگانیسم مطرح می کند. مراد این است که جامعه مجموعه ای از انواع فراگردها را شامل می شود که هر یک از آنها بر اثر عمل متقابل بافراگردهای دیگر زنده و بالنده است.

گروه نخستین

آن گروه هایی اند که با همکاری و بستگی رودررو مشخص می شوند. این گروه ها به دلایل گوناگون گروه نخستین به شمار می آیند. اما بیشتر برای آنکه در تشکیل ماهیت اجتماعی و آرمان های افراد نقشی بنیادی دارند، عنوان گروه نخستین را در می یابند. نتیجه بستگی نزدیک از نظر روانشناختی، نوعی درآمیختگی فردیت ها در یک کل مشترک است، چندان که زندگی مشترک و منظورهای گروهی دست کم بسیاری جهات بسان زندگی و مقصود هر فرد گروه در می آید. شاید ساده ترین توصیف این کلیت آن است که بگوییم این کلیت در واقع یک " ما" است.

مهم ترین گروههایی که در آن ها همبستگی های نزدیک ویژه یک گروه نخستین می توانند کاملا پرورده شوند، خانواده، گروه های همبازی و همسایگی است. گروه نخستین بیشتر بر همبستگی عام اعضایش وابسته است تا بر مبادله خدمات یا منافع خاص.

***

به نظر کولی، جامعه چیزی جز شبکه ارتباطات میان کنشگران و گروه های اجتماعی نیست. او از مدافعان پرشور فضایل دموکراسی بود زیرا که دموکراسی را نوعی از حکومت می دانست که نه از طریق سرکوبی اختلاف ها، بلکه از راه تخفیف آنها به وسیله عقیده همگانی، وحدت اخلاقی جامعه را به بار می آورد. کولی نیز مانند وبلن معتقد بود که نظام های ارزش های اقتصادی و به ویژه ارزش های مالی، خصلتا نهادی اند و رابطه غیر مستقیم آنها با طبیعت بشری به هر صورتی که باشد سرچشمه مستقیم شان باز یک مکانیسم اجتماعی است. او می گفت که بحث کردن درباره ارزش های اقتصادی بدون ارجاع به قالب و سوابق نهادی آن ها کاری بیهوده است.    

نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 18:57 توسط لیما| |