ترتیب سوره های قرآن

                                       ترتیب سوره های قرآن

گر به ترتیب ندانی سور قرانی                             فاتحه پس بقره باشد و آل عمران
پس از آنهاست نسا، مائده، انعام، اعراف                دگر انفال و دگر توبه و یونس میدان
پس از آن هود و دگر یوسف و رعد، ابراهیم               حجر و نحل و اسری و دگر کهف بخوان
بعد از آن سوره مریم بود آنگه طه                          انبیا باشد و آنگاه بود حج پس از آن
مومنون، نور چو فرقان، شعرا، نمل و قصص               عنکبوت است و دگر سوره روم و لقمان
سجده، احزاب، سبا، فاطر و آنگه یس                     صافات است و دگر ص و زمر، مومن دان
فصلت، شوری و زخرف چو دخان، جائیه بس              باشد احقاف و محمد پس از آن فتح بخوان
بعد از آن سوره حجرات و دگر سوره ق                     ذاریات و طور و نجم و قمر و پس رحمان
واقعه باز حدید است اگر قد سمع است                  حشر  پس ممتحنه، صف و دگر جمعه بخوان
سوره اهل نفاق است و تغابن چو طلاق                  هست تحریم و دگر ملک چونون حاقه دان
پس معارج بود و نوح چو جن، مزمل                         هست مدثر و آنگاه قیامت، انسان
مرسلات است و دگر عم که خوانی نبأ ش               نازعات و عبس و کورت آمد پس از آن
انفطار است و مظفف پس از آن انشقت                   پس بروج است و دگر طارق و اعلی است بدان
غاشیه، فجر و بلد، شمس دگر لیل و ضحی              پس الم نشرح و والتین، علق و قدر بخوان
سوره لم یکن است و پس از آن زلزله است               عادیات است و پس از قارعه، الهیکم دان
عصر و دگر همزه، فیل و قریش و ماعون                   کوثر آنگاه دیگر سوره دیگر برخوان
کافرون، نصر و دگر تبت و اخلاص و فلق                   بعد از آن ناس بیاموز که گردید آسان

به من این که می گویند شن ساحل ها نرم است کافی نیست دوست دارم پاهایم این نرمی را حس کند.

                                                                                               ( آندره ژید )


نیایش

جایگاه عروسک در جامعه شناسی

از نظر سیر و تکامل افکار و اندیشه جوامع، زیباترین سخن را شاید از زبان حکیمان بشنویم که گفته اند: هر قومی که آیین ها و سنت ها، رفتارها،عادات و آداب خود را فراموش کند، هم چون طفلی است، که باید همه چیز را از نو یاد بگیرد. جمله برجسته فرانسیس بیکن فیلسوف قرن شانزدهم انگلستان، مکمل این گفتار است که می گوید: حدیث ما، داستان طفلان کوچک اندامی است که از نظر شناسایی و علم، بر دوش غولان سترگی سوار هستیم، آن ها خون جگر خورده اند، لخته های خون بر دهان آورده اند، چشم ها را خسته کرده اند، پیکره ها ساخته اند. رمز و راز را دانسته اند، و ما امروز به همت آنان بر شانه هایشان سوار و به هدف رسیده ایم. اگر از نظر جامعه شناسی، به قلمرو عروسک و نقش آن در زندگی انسان، تفکری داشته باشیم می بینیم که در جوامع ابتدایی، از ...

ادامه نوشته

جامعه شناسی همسریابی

یکی از اساسی‌ترین عواملی که به هنگام انتخاب همسر بر تصمیم افراد در جامعه بویژه در جوامع حافظ ارزش‌های مذهبی اثر می‌گذارد، همگونی اعتقادات مذهبی است. مذهب، جلوه معنوی- الهی است که در اندیشه، باور، اعتقاد و شیوه زندگی افراد تأثیر عمیق و همه جانبه دارد.

علی‌رغم دگرگونی‌های جدید که گاه مسیر حرکت آنها بسوی ماده‌گرایی افراطی، جدایی پدیده‌های اجتماعی از حیات دینی و استقرار گونه‌ای از خردگرایی و تضعیف حس مذهبی در جوانان است، در جامعه ما تأثیر اعتقاد مذهبی بر رفتار و کردار و زندگی زناشویی جوانان شایان توجه است.

زناشویی میان زن و مردی که وابسته به مذاهب گوناگون هستند و یا در صورت تعلق به یک مذهب، از درجه ایمان و اعتقادات مذهبی مختلف برخوردارند، چندان استوار و محکم نیست.

لوگال معتقد است که ناباوری دینی یکی از طرفین ازدواج دشواری‌های فراوانی برای آنها فراهم می‌کند و باعث بگومگوهای دائمی می‌شود. جالب اینجاست که این ناهمگونی در اعتقادات مذهبی با پیشرفت زندگی زناشویی افزایش یافته و تبدیل به عاملی مخرب در عشق و علاقه و سعادت زوجین می‌گردد.

تأثیر شگرف مذهبی بر گزینش همسر مخصوصاً از آن جهت اهمیت پیدا می‌کند که اعتقاد مذهبی فقط منحصر به تنظیم روابط انسان با خدا نیست، بلکه باورهای مذهبی منشاء بنیادین تلقیات جمعی، شخصیت اساسی و نوع جهان‌بینی افراد است که این عوامل به نوبه خود می‌توانند بر تکوین و تداوم روابط اجتماعی همه افراد خصوصاً زن و شوهر بسیار اثرگذار باشند. در نتیجه، استدلال اینست که "آنهایی که با هم دعا می‌کنند، با هم زندگی می‌کنند". زیرا بنابر گزارش‌های تحقیقاتی، در صورت ناهمسوگرایی مذهبی، حفظ اعتماد و اطمینان زن و شوهر نسبت بهم، غیر محتمل به نظر می‌رسد[۱].

همسان‌همسری بر اساس سن زوجین نیز بحث‌های دامنه‌داری را مابین جامعه‌شناسان برانگیخته که نتیجه‌گیری و قضاوت در مورد آنها بسیار دشوار است.

پژوهش‌های مردم‌شناسی در ایران حاکی از اینست که بین ازدواج زوجین هیچ‌گونه هنجار ثابت، همگونی و همخوانی وجود ندارد. تحقیقی در باختران بر روی نمونه‌ای از با ۴۵۷ نفر، تفاوت سنی بیش از ده سال را بین زوجین نشان می‌دهد و در حدود ۱/۰ ازدواج‌ها با تفاوت‌ سنی بیست و یا بیشتر زوجین همراه است. در مشهد در ۹/۰ از ۱۸۹ خانوار مورد مطالعه از طریق "ساروخانی" سنّ مرد بالاتر از زن است و در ۴۸ درصد موارد این تفاوت سنّی به بیش از ده سال می‌رسد. در تهران در ۵۰ درصد خانواده‌های مورد بررسی، سن مرد دست کم ده سال بیشتر از زن است[۲].

در جوامع کارگر طلب که انسان مهم‌ترین منبع انرژی است و زن نیز به عنوان عامل و عرضه اصلی کار محسوب می‌شود، اختلاف سنی در بین زن و شوهر بسیار فاحش است و این اختلاف سنّی هم همیشه به نفع مردان نیست. به عنوان مثال، اشتغال زن به عنوان نیروی اصلی صنعت قالی‌بافی در میان ترکمن‌ها ازدواج پسران ۹ ساله را با دختران۱۶ ساله اقتضا کرده است. دختران مجرد در هر سنّی با پرداخت شیرینی‌های کلان به عقد و ازدواج مردان مجرد و یا متأهل ۱۵-۱۰سال کوچک‌تر و یا بزرگ‌تر از خود در می‌آیند[۴].

علی‌رغم موارد استثنایی بعضی از جوامع، در اغلب شهرستان‌های ایران، اختلاف سن ازدواج به نفع مردان است. وجود چند همسری، تفوق جنسی مردان و ساختار سنتی کشاورزی جامعه که در آن هنوز برتری انسان‌ها مخصوصاً با توجه به معیارهایی نظیر سن و جنس تعیین می‌شود و این اولویت پذیرفته شده برای مرد، کسب امتیازاتی را در زمینه‌های مختلف نصیب او می‌‌‌کند که انتخاب زن جوان و حتی بسیار جوان، یکی از آنهاست. انتخاب زن جوان به این علت که هم قابلیت انعطاف و تربیت ‌پذیری بیشتری داشته باشد و هم بتواند با ویژگی‌ها و خواسته‌های همسرش بسهولت خود را تطبیق دهد.

بسیاری از اندیشمندان با در نظر گرفتن سعادت زوجین این پرسش را پیش نهاده‌اند که آیا شکاف وسیع سنّی میان همسران لطمه به زندگی زناشویی آنها وارد می‌کند؟ اگر چه در مورد تعیین مرز دقیق اختلاف سنّی اتفاق نظر وجود ندارد؛ عده‌ای از جامعه‌شناسان تأکید بر پنج سال اختلاف سنّی را به نفع مردان و تعدادی دیگر ۷-۴ سال فاصله سنّی را می‌پذیرند، لیک جملگی بر این عقیده هستند که شکاف و فاصله وسیع سنّی به استواری و پایداری کانون خانوادگی صدمه می‌زند. تشابه نسبی سن زن و مرد به هنگام ازدواج هم‌ارز با بهترین تعادل در زندگی زناشویی است. به گفته کارلسون، تفاوت وسیع سنّی با خود تفاوت‌های وسیع انتظارات، شیوه نگرش و جهان‌بینی را به همراه می‌آورد و بر بقای زوجیت و سعادت زوجین خدشه وارد می‌کند. موج جدید تغییرات، نسل جوان را از نظر عادت زندگی، آسایش لباس و نوع غذا، از نسل پیشین کاملاً متمایز کرده است. بنابراین، در شرایط شکاف وسیع سنّی، زن و شوهر در کنار یکدیگر! احساس بیگانگی کرده و نه تنها در زمینه‌های جدی زندگی به تفاهم نمی‌رسند، بلکه در امور حاشیه‌ای همچون تفریحات و غیره یکدیگر را تحمل نمی‌کنند، به قول سعدی "زن جوان را تیری در پهلو به که پیری".

با این حال نباید تصور کرد که هر ازدواج با اختلاف وسیع سنّی محکوم به شکست است. چه بسا در مواردی عواملی نظیر وحدت ایدئولوژی، اشتراک آرمان و یا رسالتی خاص می‌توانند اثر این متغییر را خنثی کنند. گذشته از این در تزلزل ازدواج تنها یک عامل بالقوه منفی کارساز نیست، معمولاً تأثیر این عامل منفی ذخیره‌ای در صورت پیوند با عوامل منفی دیگر از قوه به فعل درمی‌آید و کانون خانواده را تهدید می‌کند.

بر اساس اطلاعات و گزارش‌های تحقیقات جامعه‌شناسی، یک ناهمسانی و ناهنجاری کلی نیز در زمینه میزان تحصیل زن و شوهر مشاهده می‌شود. در مشهد از ده خانواده در چهار مورد زن و مرد تحصیلاتی دست‌کم شبیه به یکدیگر داشتند و در تهران این نسبت به یک در سه می‌رسد. یعنی از هر سه مورد بررسی یک خانواده زن و شوهری در حدی کاملاً مشابه بوده‌اند. لازم به ذکر است که همسانی زن و مرد از نظر تحصیل نسبت به سایر جوامع کمتر است و این خود نشانگر تمایز فاحش زن و مرد از نظر تحصیل است.

در واقع عدم تساوی زن و مرد در تحصیل، موجب تفوق نسبتاً مداوم مردان در ایران و تداوم نظام پدرسالاری در جامعه است[۵].

در جوامع فردگرای امروزی، هر فرد بیش از اینکه به طبقه و یا گروه اجتماعی- حرفه‌ای والدین خویش تعلق داشته باشد، به صلاحیت و مختصات حرفه‌ای و اجتماعی خود وابسته است و علاقمند است که همسرش نیز از محدوده اجتماعی خود باشد. از این رو، هر چه اختلاف خرده فرهنگ‌ تحصیلی و طبقاتی میان همسران کمتر باشد، میزان تفهیم و تفاهم آنها بیشتر خواهد بود.

هر طبقه بر اساس سطح تحصیل، درآمد و نوع شغل، نگرش خاصی نسبت به جهان پیدا می‌کند به نوعی خاص در روابط اجتماعی سهیم می‌شود که آثار آن در روابط زن و شوهر و میزان صمیمیت آنها آشکار می‌گردد. بعضی معتقدند که افراد با کسب سواد و افزایش گام به گام آن حساس، ظریف‌تر و دقیق‌تر نسبت به مسائل می‌شوند.

انسان آموزش دیده از انسان خام فاصله گرفته و به همان نسبت نیز احساسات دقیق‌تر می‌یابد. وی به دوران‌ دنیاهای پیچیده احساسات انسانی راه یافته و در درک معنای واقعی مفاهیم دقت به خرج می‌دهد. در این راستا، انسان با سواد خصوصاً تحصیل‌کرده در سطوح بالا، قدرت درک بیشتری نسبت به مصائب و سختی‌های دیگران پیدا کرده و با آنان احساس همدلی و همدردی بیشتری می‌کند. این توان بر تمامی روابط انسان با دیگران خصوصاً روابط فرد با همسرش اثر مثبت می‌نهد.

بعلاوه، انسان با سواد، کمتر دچار خود باختگی و یا از خود بیگانگی می‌شود. وی می‌داند و باید بداند که شرایط وی در ازدواج خاص خود اوست و با هیچ کس همانند نیست، لذا نباید به تقلیدی رنگ پریده از دیگران پردازد. شعور جامع نسبت به خویش، عدم تقلید از دیگران، شناخت و پذیرش تمایز خود و شرایط خویشتن از دیگران، از اهم شرایط ارتباط با انسان‌های دیگر از جمله در زندگی خانوادگی است.

توجه به خصوصیات فرد تحصیل‌کرده این را می‌رساند که میان سعادت خانوادگی و همگونی تحصیلات بستگی مستقیمی وجود دارد. وجود یک موقعیت تحصیلی- اجتماعی همگون و یا دست‌کم معادل، خواهد توانست به ایجاد توافق میان زن و شوهر کمک کند. تشابه و یا هم‌ارز بودن میزان تحصیل زوجین می‌تواند در بهره هوشی آنان نیز اثرگذار باشد و تفاهم خانوادگی را افزایش دهد.

عدم همسانی همسران از نظر تحصیلی و اجتماعی سبب می‌شود که زوج برتر از نظر تحصیلی، امتیازات بیشتری از قبیل زیبایی، جوانی و موقعیت اجتماعی- اقتصادی بالا از طرف مقابل را در راه جبران آن طلب کند.

البته در همه شرایط میزان تحمل و سازش‌پذیری مردان در قبال عدم همسانی تحصیلی بیش از زنان است. در حالی که ازدواج یک مرد دکتر با دختر دیپلم و یا کمتر از دیدگاه جامعه غیرمعقول به نظر نمی‌رسد، عکس آن کاملاً نابهنجار تلقی می‌شود[۶].

در نهایت اگر قاعده همسان همسری بر پایه عشق و علاقه، سن، سطح تحصیل و مذهب از سوی تمام اندیشمندان مورد تأیید باشد، در زمینه منش و شخصیت عقاید مشخصی وجود ندارد. آیا در انتخاب همسر باید بر ویژگی‌های اخلاقی مشابه زوجین تأکید شود و یا بر عکس افراد در جستجوی کسی باشند که دارای ویژگی‌های شخصیتی و اخلاقی کاملاً متفاوت از آنهاست؟

رابرت‌ وینچ از مطالعه‌ای که روی ۲۵ نفر از دانشجویان دانشگاه«نورث وسترن» که با یکدیگر ازدواج کرده بودند انجام داد، به این نتیجه می‌رسد که هرکس در پی ارضای پاره‌ای از نیازهای شخصی است و معمولاً همسری را انتخاب می‌کند که از طریق او به حداکثر رضایت در این زمینه نائل آید؛ یعنی همسری مکمل را انتخاب می‌کند.

وینچ و همکارانش بر اساس ویژگی‌های مکمل نه مشابه، لیستی از ۱۲ نیاز اصلی و سه خصوصیت روانی ساختند که امکان انتخاب همسر مناسب را با توجه به خصوصیات روانی هر فرد توصیه می‌کرد. به عنوان مثال اگر شوهر متمایل به فرماندهی باشد، بهتر است زنی را انتخاب کند که دارای خصلتی مطیع باشد و یا اگر یکی از زوجین عصبی، حساس و پرخاشگر باشند، دیگری آرام و متعادل باشد، والاّ احتمال برخورد بیشتر و شکنندگی قرارداد زوجیت در صورت ازدواج دو فرد عصبی با یکدیگر بیشتر خواهد بود[۷].

این نظریه غیر از وینچ حامیان دیگری از قبیل کتسین، استروس و والر نیز دارد که ارضای نیازهای مختلف زوجین توسط یکدیگر را یک نوع اشباع و استقلال عاطفی می‌دانند و این همان چیزی است که دو همسر را به نحوی پایدار به هم می‌پیوندد. در مقابل مدافعین این نظریه مخالفینی نیز وجود دارد که عقیده وینچ را به سخره گرفته و معتقدند که اگر نظریه وینچ درست باشد "همه باید از نیازهای روانی خود آگاهی یابند، خود روانکاو باشند و حال آنکه گزینش همسر با آگاهی و تخصص صورت نمی‌پذیرد". نتیجه اینکه اختلاف نظر جامعه‌شناسان در مورد همسان همسری از نظر منش و خصوصیات روانی همچنان باز می‌ماند تا روزی نتایج متقن تحقیقات بر یکی از دو نظر صحّه گذارد.

با نتیجه‌گیری از بحث این مقاله و یافته‌های محققین در زمینه همسان همسری به عنوان یک قاعده جهت احراز موفقیت بیشتر زناشویی پیشنهاد می‌شود :

▪ جوانان ضمن مبارزه با پدیده افراطی فردگرایی و ماده‌گرایی، به پذیرش قاعده همسان همسری، زوج مناسب انتخاب کنند.

▪ از عشق شهوانی و بازیچه‌ای جداً اجتناب ورزند، چرا که سرانجام آن ناکجا‌آباد است.

▪ سعی کنند با کسی ازدواج کنند که از نظر عقاید مذهبی، سطح تحصیلات و سن تفاوت چندانی نداشته باشند.

▪ در خواستگاری صادقانه برخورد کنند و معیارها و ایده‌آل‌های خود را صراحتاً مطرح کنند.

▪ خصوصیات و گرایش‌های طرفین را به دقت مطالعه کنند.

▪ گول ظاهر و جذابیت‌های جسمانی را نخورند.

▪ در انتخاب همسر منطق و تجربه پدر و مادر را با احساس خود عجین کنند.

▪ از چشم و هم‌چشمی و رقابت و سوءظن دور باشند.

▪ قابلیت انعطاف و تفاهم موزون داشته باشند.

▪ از پختگی و آموزش کافی در زمینه زندگی خانوادگی برخوردار باشند.

نگاهی به جامعه شناسی زیارت

پیش از آن که مقصودمان از اصطلاح "جامعه شناسی زیارت" را توضیح دهیم، ابتدا هر یک از دو واژه «جامعه شناسی» و «زیارت» را تعریف می کنیم تا مدخل بحث فراهم آید و از ابهامات احتمالی آن بکاهد.

«جامعه شناسی» را می توان علم شناخت زندگی اجتماعی، گروه ها و جوامع انسانی تلقی نمود;یعنی هنگامی که گروه ها، دسته جات، قشرها و طبقات بزرگ و کوچک یک جامعه را به طور نظام مند مطالعه می کنیم، در واقع، به جامعه شناسی آن جامعه پرداخته ایم. در این زمینه، ما نیازهای اساسی آن ها و راه های جمعی را که آن ها به برآورده ساختن نیازهای خود می پردازند، مورد توجه قرار می دهیم و اعمال و رفتار و کنش های جمعی الگودار آن ها را مطالعه می کنیم. حال فرقی نمی کند که کل واقعیت اجتماعی و یا جامعه کل را مورد بررسی قرار دهیم (جامعه شناسی کلان) و یا تنها یک گروه، یک فرقه، یک اقلیّت قومی و مذهبی را تحقیق نماییم (جامعه شناسی خُرد).

اما «زیارت» اگر چه در اصل، به معنای قصد کردن و ملاقات نمودن است، ولی در معنای اصطلاحی متداول آن، به هرگونه دیدار و ملاقاتی زیارت اطلاق نمی شود. زیارت ملاقات با اشخاص و دیدار از اماکنی است که از نظر زیارت کنندگان دارای احترام، شرافت، برتری و خارق العاده گی می باشند. همین مفهوم را نیز می توان در متون دینی مشاهده نمود; مثلاً، در متون دینی به ما تأکید می شود که به زیارت عالمان دین برویم و یا خانه خدا و قبر شریف پیغمبر(ص) و قبور شریف امامان شیعه(ع) را زیارت کنیم.بدین روی، افراد به زیارت چهره های علمی و معنوی می روند و یا زائر اماکن عالیه و مشاهد مشرفه می شوند تا از اعتبار، قدسیت، فضیلت، معنا و روحانیتی که به نظر آن ها در شخص و یا مکان مزبور وجود دارد، بهره مند گردند.

حال با این توضیح، هنگامی که اصطلاح «جامعه شناسی زیارت» را به کار می بریم، مقصود ما عبارت از مطالعه آن دسته از رفتارهای گروهی، جمعی و جامعه ای است که عرفاً به عنوان عمل «زیارتی»۵ نامیده می شود. مطالعه منظم و روشمند رفتار یک گروه کوچک، که به زیارت امام زاده روستای خود می رود «جامعه شناسی زیارت» است، مطالعه جامعه شناسانه اعمال یک جمع چند هزار نفری که به زیارت امام رضا(علیه السلام)می روند هم «جامعه شناسی زیارت» است. همچنین مطالعه حالات، حرکات و سکنات و رویّه و رفتار یک جمع چند میلیونی که سالانه به زیارت خانه خدا مشرف می شوند نیز «جامعه شناسی زیارت» است. در این زمینه، کوچکی و یا بزرگی عرصه عمل اجتماعی و مطالعه آن، تفاوتی در صدق عنوان اصطلاح مورد بحث پدید نمی آورد، هرچند ممکن است تفاوت های عمقی ای را برای یک جامعه شناس ظاهر سازد. همین معنا را با عبارت دیگری نیز می توان توضیح داد. هنگامی که پدیده زیارت را چه در قالب زیارت یک گروه کوچک و یا در قالب یک جمع بسیار بزرگ با راه ها و روش های جامعه شناسانه مورد تحقیق قرار می دهیم، در واقع، به جامعه شناسی زیارت مبادرت ورزیده ایم. پس «جامعه شناسی زیارت» عبارت از شاخه ای و یا حوزه ای از جامعه شناسی است که به رفتار زیارتی جمع (به عنوان یک کنش جمعی و اجتماعی) می پردازد. در عین حال، از آن جا که زیارت مشاهد مشرّفه و اماکن مذهبی خود یک عمل دینی است، جامعه شناسی زیارت در واقع، عرصه ای خاص از جامعه شناسی دین را تشکیل می دهد و در زیر مجموعه های آن قرار می گیرد.

به هر تقدیر، آنچه تاکنون گفته شد در واقع، شرحی متداول و متعارف و در عین حال، «آکادمیک» و همساز با ضوابط و قواعد جامعه شناسی از اصطلاح جامعه شناسی زیارت است، ولی این اصطلاح را می توان به شیوه ای گسترده تر و عمیق تر نیز توضیح داد و آن هنگامی است که در مطالعه پدیده زیارت، از ایده ای که جامعه شناس معروف معاصر سی رایت میلز در اثر بدیع خود به نام تخیّل جامعه شناسانه۶ پیشنهاد کرده استفاده کنیم. آنتونی گیدنز یکی از برجسته ترین جامعه شناسان حاضر نیز در کتاب جامعه شناسی خود، این ایده را بسط داده و به طور نمونه، در مطالعه عمقی خود درباره «قهوه» به کار گرفته است.۷

تخیّل جامعه شناسانه به معنای فاصله گرفتن از شیوه متداول تفکّر و اندیشیدن، و دور ساختن اندیشه از جریان های عادی زندگی روزانه، برای از نو نگریستن به آن هاست. حال اگر بخواهیم تخیّل خلّاق جامعه شناسانه را در مطالعه پدیده «زیارت» به کار گیریم، باید زیارت را نه تنها مرتبط با زائران، بلکه در شبکه وسیعی از روابط اجتماعی انسان هایی که به نحوی درگیر پدیده زیارتند، مورد مطالعه قرار دهیم. در این صورت، همه آن ها که در تعامل مشترک با یکدیگر قرار می گیرند تا زیارت جمع شکل گیرد، در محدوده تحقیق و بررسی ما قرار می گیرند.

به توضیح بیش تر، جامعه برای انجام زیارت (در سطح کلان)، کارهای متعدد و متنوّعی را تدارک دیده، طیف وسیعی از نقش هایی را پدید می آورد که همگی در تحقق زیارت، سهیم می باشند، به گونه ای که بدون این کارها و بدون ایفای این نقش ها، زیارت جمعی تحقق نمی یابد. از این رو، جامعه شناسی زیارت با استفاده از این اندیشه خلّاق، که از سی رایت میلز فراگرفته، پدیده زیارت ـ مثلاً، زیارت حضرت امام رضا(ع) ـ را تنها در سطح زیارت کنندگانی که به راحتی قابل مشاهده اند، محصور نمی بیند، بلکه مجموعه ای از ارتباطات و پیوستگی متقابلی را مورد ملاحظه قرار می دهد که می تواند به صورت ذیل دسته بندی گردد:

۱) در بدو امر، مجموعه انسان های بزرگ و کوچک، پیر و جوان، زن و مردی قرار دارند که عرفاً به عنوان «زوّار» و یا «زائران» نامیده می شوند.

۲) سپس دسته ای از انسان هایی که به کار ساختن، بازسازی، تعمیر و مرمّت قبر و ضریح و حرم و بنای لازم برای زیارت جمع مشغولند.

۳) دسته ای از انسان هایی که به آماده سازی فضای زیارتی مشغولند; مثلاً، نور، سرما، گرما، تهویه، نظافت زیارتگاه و امثال آن را آماده می کنند.

۴) دسته ای از انسان هایی که به خدمات رسانی به زائران اشتغال دارند; آن ها را به حرم راهنمایی می کنند، به هدایت گُم شدگان می پردازند، نذورات و هدایا را دریافت می کنند، هدایایی به زائران می دهند، برای زائران زیارتنامه و روضه می خوانند، برای زائران مراسم سخنرانی برپا می کنند و ده ها کار دیگر شبیه این انجام می دهند.

۵) دسته وسیعی از کارها و شغل ها که به آماده سازی غذای زیارت کنندگان می پردازند; مواد خام می آورند، پخت و پز می کنند و گاه به طور مجانی بین زائران توزیع می کنند و یا به آن ها می فروشند.

۶) دسته ای از کارها و شغل ها برای تأمین سرپناه زائران شکل می گیرد; مجموعه ای از هتل ها، مسافرخانه ها، خانه های اجاره ای، چادرها، حسینیه ها، زائرسراها و نظایر آن که هزاران نفر را به یکدیگر مربوط می سازد.

۷) دسته ای از افراد که به تأمین پارکینگ برای اتومبیل زائران مشغولند.

۸) دسته ای که برای زائران، قرآن و دعا و زیارتنامه چاپ می کنند و دسته ای که آن ها را به فروش می رسانند.

۹) دسته ای که برای زائران سوغات تدارک می بینند; آن هایی که مهر و تسبیح و نبات و نقل و نخود و کشمش و پرچم و انگشتر و عطر تولید می کنند و کسانی که آن ها را به فروش می رسانند.

۱۰) دسته ای که به امر بیماری و ناخوشی زائران می پردازند و بیمارستان و درمانگاه و داروخانه را سرپا نگه می دارند.

۱۱) گروهی که برای پرکردن ساعات خالی زائران و سرگرمی آن ها، کارهایی را در نظر می گیرند و اماکن و برنامه های تفریحی، موزه ها، نمایشگاه ها و امثال آن را می چرخانند.

۱۲) دسته ای که وسایل سفر را مهیّا می کنند و به امر ایاب و ذهاب و جابه جایی زائران از اطراف و اکناف کشور و گاه بیرون از کشور در سطحی بین المللی اشتغال دارند. انواع وسایل نقلیه (اتوبوس، قطار، هواپیما، اتومبیل شخصی) و درصد افرادی که از آن ها استفاده می کنند نیز مورد ملاحظه قرار می گیرند.

و ده ها مورد کارهایی از این قبیل. پس ملاحظه می کنید که شبکه بسیار وسیع و گسترده ای از عمل جمعی و تعامل گروهی در شکل گیری پدیده «زیارت» وارد عرصه می شوند که ذهن خلّاق و چشم تیزبین جامعه شناس باید به دقّت آن ها را ملاحظه و محاسبه نماید تا بتواند شناخت دقیق و جامعی از آن به دست آورد. با این حساب، می توان حدس زد که اگر به طور مثال، سالانه سه میلیون نفر به زیارت مشهدالرضا(ع)می روند، احتمالاً سی میلیون انسان به نحوی از انحا در شکل گیری این امر دخیل بوده، بافت ارتباطی فوق العاده عظیمی از عمل و عکس العمل، کنش و واکنش، نقش ها و وظیفه ها را پدید می آورند که جامعه شناسی زیارت از بررسی و توصیف و تفسیر و تبیین آن ها ظاهر می گردد.

نکته ای را که در انتها باید متذکر شویم این است که تمامی شبکه ارتباطی وسیعی که در سطور فوق به آن ها اشاره شد، در حول یک کانون نمادین ـ یک حرم، یک زیارتگاه (مثلاً، حرم حضرت رضا ع ) شکل گرفته و تداوم می یابد که جزءجزء آن مکان برای شبکه ارتباطی مذکور محترم و مکرّم بوده،ایجاد حالات معنوی و طراوت روحی می کند.

با این توضیح، اکنون تخیّل جامعه شناسانه بهتر شناخته شد و دید وسیع و نگرش جامع الاطراف ناشی از آن به طور خُرد و ریز بیان گردید. در واقع، پس از فراغت از این مرحله از بررسی و توصیف است که به مرحله دیگر ـ یعنی تفسیر و یا تبیین عمل جمعی زیارت ـ وارد می شویم و از خود می پرسیم که چرا و به چه خاطر، چنین جمع وسیعی از انسان ها به چنین کاری ـ که «زیارت» نامیده می شود ـ اقدام کرده، همواره آن را تکرار می کنند. آن ها چه هدف و یا چه اهدافی را از عملشان منظور می دارند و زیارت چه کارکردی برای آن ها دارد و چه نیازی از نیازهای انسانی، روانی و اجتماعی آن ها را برآورده می سازد.

در پاسخ بدین سؤال، ما در ابتدا به حدس می پردازیم: guessing at meanings (طرح فرضیه) و عامل و یا عواملی را که از نظر ما قادر است عمل زیارت را توجیه و تفسیر نماید، نامزد می کنیم (مثلاً، معناخواهی، معنویت جویی) و سپس به ارزیابی آن پرداخته، توانایی، استحکام و جامعیت و اعتبار آن را مجدّداً بازبینی می کنیم: assessing the guesses(ارزیابی فرضیه) و سرانجام، تفسیری از عمل زیارت ارائه می دهیم: drawing explanatory conclusions(ارائه نظریه) که در واقع، دیدگاه ما نسبت به سؤال فوق در زمینه چرایی وچگونگی پدیده «زیارت» را بازگو می کند.