انواع هنجار

هنجار ها به سه دسته تقسیم می شئند و این تقسیم بندی به ماکس وبر بر می گردد.اما این تقسیم بندی بیشتر مبتنی بر ادراک دانشمندان از مسایل جوامع غربی است و در کشورهای جهان سوم نیاز به تغییراتی دارد:

عادات: بسیاری از قاعده مندی های رفتارهای اجتماعی فقط در پی تکرار به وجود می آیند. وبر این گونه قاعده مندی های را عادت می نامد. انسان ها در هنگام پیروی از این گونه هنجارها عموما آگاهی و وقوف ندارند و اگر از آنها پرسیده شود که چرا آن کار را انجام می دهند ( یعنی به چه دلیل از آن هنجار پیروی می کنند)، یا جوابی ندارند که بدهند و یا می گویند: چون همه این کار را میکنند" ... چون همیشه این طور بوده"... ونظایر آن. مثلا:

  • چرا وقتی آقایان همدیگر را می بینند با عن دست می دهند یا یک بار یا دو بار یا سه بار با هم روبوسی می کنند؟
  • چرا میوه فروش ها میوه ها را به طور مثلثی روی هم می چینند؟
  • چرا تاکسی ها بوق بنزی دارند؟

هم چنین اگر از بیشتر اروپاییان بپرسیم، چرا ماهی را بدون چاقو و با دو چنگال یا یک نوع وسیله" چاقو مانند" می خورند، عموما پاسخ متقاعد کننده ای ندارند و نمی دانند این وسیله در زمانی کارکرد داشته که جنس چاقوها از آهن و یا نقرهبوده و لذا در برخورد با گوشت ماهی، موجب تغییر طعم آن می شده است.

آداب و رسوم: را ماکس وبر در مقابل عادات از این طریق محدود می کند که مردم مدت بیشتری به انها عمل کرده اند. در صورتی که از مردم پرسیده شود که چرا آنها این کار را ( از آن هنجار پیروی) می کنند، آنها برای رفتارشان استدلالی، هر چند نه متقاعد کننده و بیشتر توجیه کننده ارائه می دهند. مثلا:

چرا کوچکترها به بزرگترها احترام می گذارند؟

چرا مردم برای فرزندانشان نام می گذارند و به آنها شماره و عدد نمی دهند؟

چرا اکثریت مردم جوامع از دینی که از بدو تولد از خانواده به ارث برده اند،( گاه با تعصب) پیروی می کنند؟( قالوا بل وجدنا ابائنا کذالک یفعلون، شعرا 75)

 

تئوری خانم نوله – نویمان

خانم نوله – نویمان در تئوری بسیار مهم خود مسئله فشار هنجاری را در سطح کلان و از جنبه سیاسی بررسی می کند: او افراد را ابتدا به دو گروه تقسیم می کند:

گروه الف : افرادی که در محیط خود احساس میکنند که نظراتشان پذیرفته می شود و گسترشمی یابد، نظرات خود را در محیط های عمومی با اتکا به نفس و به گونه ای استوار و محکم بیان می کنند.

گروه ب: افرادی که احساس می کنند کهنظراتشان مورد پذیرش عموم واقع نمی شود، نظرات خود را در محافل عمومی و رسانه ها بیان نمی کنند. خانم نوله از این رفتارها یک نتیجه گیری بسیار مهم می کند.

از آنجا که پیروان یک نظر (گروه الف) اظهار می کنندو نظراتشان را بیان می کنند و پیروان نظر دیگر (گروه ب) خاموشند،از این طریق یک تاثیر مهم بر جامعه می گذارند. زیرا گروه الف که نظراتش بیان می شود و گسترش می یابد به نظر قوی تر و مهم تر می رسند، از آن چه که واقعا می باشند و گروه ب با نظرات بیان نشده نیز همین طور ضعیف تر از حد واقعی ارزیابی می شوند.

این خود باعث پیدایش یک " فرایند فنری" می شود که طی آن اعضا جامعه یک تغییر وضعیت از نظرات غالب را احساس کنند و خود را با نظرات غالب ( یعنی گروه الف) تطبیق دهند. در نتیجه گروه الف نظرات و موقعیتش در جامعه تثبیت می گردد و گروه ب به علت آن که تصور می رود با هنجار غالب همسو نیست، یعنی نا به هنجار است، پیروانش را از دست می دهد و فقط یک هسته کوچک از پیروان اصلیش باقی می ماند.    

این تئوری هم در زمان انتخابات ریاست جمهوری در خرداد 1376 و هم در زمان محاکمه شهردار تهران ( تیر/ مرداد 1377) و فرایند عقیده سازی جراید بهنفع ایشان تاثیر خود را نشان داد. بسیاری از مردم احساس می کردند که جو عمومی در جهت تایید شهردار است و لذل آنهایی هم که به طور درونی با رفتار شهردار مخالف بودند، عموما در بحث های سیاسی در حضور دیگران نظراتی موافق شهردار ابراز می داشتند. بدین ترتیب چنین به نظر می رسید که فضای نظرات اکثرا بهه نفع شهردار باشد ئ این فضا را جراید به وجودآورده بودند و مردم از آن طریق احساس فشار هنجاری مینمودند.

با این توضیحات تصور می رود که منظور از همشکلی و فشار هنجاری از نظر محتوایی مشخص شده باشد. باید توجه داشت که فشار هنجاری همیشه فقط به صورت احساس اجبار نیست، بلکه عموما بدون وقوف با یک نوع میل درونی نیز آمیخته است. ضمنا اشاره می شود آن چه که در زبان عامیانه به " جو سازی" شهرت یافته، قسمت کمی از مفهوم " فشار هنجاری"، آن هم قسمت " اجبارب" و نه " میل درونی" عمل به یک هنجار را می پوشاند.