يلدا در كوير
شب يلداي امسال رو با تور به كوير متين آباد رفتم. فوق العاده بود .

پذيرايي شب يلدا






شب يلداي امسال رو با تور به كوير متين آباد رفتم. فوق العاده بود .

پذيرايي شب يلدا






دفتر پنجم
ادامه مطلب را ببينيد.........
روز جمعه برای دور شدن از دنیای آدم ها و دیدن خدا به دامان طبیعت پناه بردم. تصمیم داشتم به توچال برم اما سر از درکه درآوردم. طبیعت بسیار جالب و بکری بود. بعد از کمی راه رفتن کنار آبشاری نشستم و نان و پنیری خوردم. در ارتفاع 2046 متر با همراه خوبی آشنا شدم. اطلاعات علمی خوبی داشت در آن چند ساعتی را که همراه هم بودیم چیزای خوبی ازش یاد گرفتم. از تاریخ، دین، حقوق و جامعه صحبت کردیم. بالاخره این صحبت ها و باهم بودن انگیزه ای بود تا آرام آرام به پلنگ چال برسیم؛ یعنی به ارتفاع2566 متر. خیلی حیفم آمد که این همه مسیر را طی کردیم و به اوج زیبایی کوه رسیدیم ولی به جای دیدن طبیعت باید نظاره گر آدم هایی می بودیم که یا با لذت سیگار می کشیدند و یا در حال چاق کردن قلیانهایشان بودند. به یکی از جوون ها گفتم: شما که سیگار می کشی پس هوای تمیز کوه کجا بره؟ در جوابم در حالی که به قله ای اشاره می کرد گفت: اونجا. بعد هم از این جواب خودش حسابی لذت برد و خندید.
ساعتی نشستیم؛ به کوه و چشمه خیره شدیم. و چند داستان از کتاب منطق الطیر را با هم خواندیم. آرامش اون لحظات را هرگز فراموش نخواهم کرد. سکوت کوهستان، صدای آب ............
شنبه 16/7/1390
دفتر چهارم
ادامه مطلب را ببینید.......
دفتر سوم
ادامه مطلب را ببینید..........
دفتر دوم
ادامه مطلب را ببینید.....
دفتر اول
ادامه مطلب را ببینید..............

جنگ در هر یک از سه مرحله ی ابتدای جنگ، حین جنگ و بعد جنگ مناسبتی خاص با سایر نهادهای اجتماعی مثل اقتصاد خواهد داشت. مثلا جنگ در دنیای امروز از ناحیه ی کشورهایی با ساختارهای اقتصادی مشخص شکل می گیرد.
احتمال جنگ در زمان رونق اقتصادی در دنیای امروز بیش تر و فزون تر است. آن هم از جانب کشورهایی که در رفاه بیش تری هستند زیرا این ها سرمست قدرت اند، این ها می خواهند قدرت خود را بر کشورهای دیگر تحمیل کنند به هر شیوه ی ممکن بین ارزش ها و هنجارهای اجتماعی مربوط به جنگ و ارزش ها وهنجارهای مربوط به اقتصاد نوعی تعامل ( تاثیر گذاری و تاثیر پذیری) وجود دارد. این رابطه، ساده بین شیمی و فیزیک نیست، رابطه ای است که به وسیله ی افراد و به واسطه ی طبقات اجتماعی شکل می گیرد یعنی وابستگی به این دارد که کنشگران اجتماعی چگونه هنجارها و ارزش ها را تفسیر و برداشت کرده و دست به عمل زده اند. بنابراین رابطه ی میان دو نهاد جنگ و اقتصاد رابطه ی میان مجموعه ارزش ها و هنجارهاست.
وجود این نهادها و نوع رابطه ی آنها بستگی به عاملی به نام انسان دارد که داری استعداد منحصر به فردی است.
نوع تفسیر و ارزش گذاری انسان ها قابل پیش بینی نیست، باید طبق شرایط معین اجتماعی و فرهنگی و.... شیوه ی تفسیری انسان ها را شناسایی کرد. رابطه ی اقتصاد و جنگ در جامعه امروزی با اهداف چند سویه می باشد یعنی انسان ها با آن تفاسیری که می کنند سبب می گردند این رابطه چند سویه شود نه حالت یکسویه و گرنه اگر کنش ها صرفا بر مبنای غرایز باشد این تعاملات چندان نمی تواند تعیین کننده باشد لذا رابطه ی میان دو دسته انسان های عصر غارنشین عمدتا بر مبنای نیازها و محرک های غریزی است؛ اگر الف در شرایط خاصی از محیط و آب و هوا قرار گرفته باشد در اشباع نیازها ی غریزی باز می ماند. شرایط محیطی بعضی استعدادها را تقویت می کند و بعضی دیگر را به صورت پنهان نگه می دارد. و به هر صورت انسان امروزی در این شرایط پیچیده ه ی اجتماعی و فرهنگی و صنعتی نیازهای غریزی اش را به شکل های بسیار پیچیده و متناسب با نیازهای امروزی تحقق می بخشد.
در انسان عصر غارنشین و عقب افتاده نیازهای غریزی، شکل گیری آنها و نیاز به تحقق آنها چندان فاصله ای با هم نداشتند.
انسان نوع بشر وضعیتی مانند حیوانات داشت که بین نوع نیاز و عمل در اشباع نیاز تفاوتی چندان نداشت.
اما در دنیای امروز غریزه از مرحله ی شکل گیری به مرحله ظهور می رسد. غریزه وجود دارد اما چون انسان امروزی مسلح به تفسیرگری است نیازهای غریزی خود را در زیر لوای اهداف مقدس و انسانی پنهان نگه می دارد.

دیشب که داشتم به این عکس نگاه می کردم به یاد جامعه شناسی جنگ و نظریه اسپنسر افتادم که بهتر دیدم برای شما هم بیاورم:
اسپنسر بر روش ارگانیکی خود تفاوت چندانی میان عالم اجتماعی و عالم طبیعت قائل نیست و اجتماع را ادامه طبیعت می داند و بر این باور است که قوانین عالم طبیعت قابل اجرا و پیگیر در عالم اجتماعی است لذا می گوید جنگ طبق قاعده طبیعت مخصوص دوره ای از تاریخ بشر است که باید باشد و طبق این قاعده اغنیا باقی می مانند و فقیران از بین می روند و جامعه بشری از وجود آلوده ی ضعفا پاک شده و سالم می گردد ( وجود ضعفا در جامعه مانند وجود موضوعات آلاینده در طبیعت می داند).
به نظر او در دوران ما قبل صنعت و دوره ی نظامی موجودات ضعیف خیلی زیاد بودند، یک مدت نسبتا طولانی لازم بود تا این ها از بین بروند اما این مدت طولانی طی شد و قوی ترها به اوج قدرت رسیدند و جنگ به پایان رسید.
مولانا در آینه ادبیات و اندیشه نوین اسلامی
عربی زبان قرآن و فقه اسلامی بود، اما حکام ترک کشور مسلمان هند زبان فارسی را به عنوان زبان فرهیخته دربار بر عربی ترجیح دادند. امپراتوران مغول و دیگر حکام محلی شبه قاره هند نیز به حمایت از زبان فارسی برخاستند، تا آن جا که بسیاری از زبده ترین شعرای ایرانی سده های شانزدهم و هفدهم موطن خویش را ترک گفتند و سبک جدیدی از شعر پارسی را به دهلی آوردند که نامش " سبک هندی" بود. شمار زیادی از نسخه های آثار برجسته ادبیات کلاسیک ایران در طی همین دوره در هند کتابت شد که برخی از آنها به شکل نسخه های نقادانه ابتدایی و با رجوع کاتبان به نسخه های متعدد میسر شد. خوانندگان هندی ادبیات فارسی به آثار عرفانی قرابت خاصی داشتند و اغلب مفسران و شارحان برای ایضاح نحو و نمادهای متون ادب فارسی، خاصه دیوان حافظ و مثنوی مولوی، مجلدهایی را به نام " کتاب راهنما" منتشر کردند. این امر در مورد دربار عثمانی نیز مصداق داشت. زبان ترکی در آن جا زبان مادری عثمانیان بود، اما فارسی عمده زبان ادبی محسوب می شد.............................
وقایع زندگی مولوی
او در اواخر سپتامبر سال 1207 چشم به جهان گشود و احتمالا ایام کودکی را همراه پدرش در وخش گذراند. پدرش بهاالدین از علمای چندان معروفی نبود و به کار معظ اشتغال داشت.
بهاء بین سال های 1208 تا 1212 به سمرقند نقل مکان کرد و مولوی و احتمالا تنی چند از مریدان او نیز بار سفر ببستند.
چند سال بعد، حدود سال 1216 ( و به زعم برخی اواخر سال 1220)، خانواده ولد از شرق ایران بار سفر ببستند و ابتدا به سفر حج رفتند. به احتمال قریب به یقین، آن ها از ابتدا قصد اقامت در یکی از امیرنشین های روم، سلجوقی یا منگوچک را داشتند وی پس از چند سال حضور در دربار حاکم منگوچک، بهرام شاه، که همسرش خانقاه و مقرری ای به بهاء عطا نمود، سرانجام آن جا را به قصد قونیه ترک گفت و در کنف حمایت علاء الدین کیقباد دو سال در مکانی که چیزی بین مدرسه و خانقاه بود به تدریس پرداخت و تا هنگام مرگ در فوریه سال 1231 در ان جا ماندگار شد. ....................

چرا بايد به اميد بهشت موعود احتمالي باشيم؟ ما خود قادريم يك بهشت حقيقي در عرصه زمين به وجود آوريم "اگوست كنت"
هيچ قدرت دنيوي نيست كه بدون پشتيباني يك قدرت معنوي دوام بياورد".اگوست كنت"
تا آنجا كه به انسانها مربوط مي شود، در جهاني بدون خداوند، همزيستي اجتماعي و اخلاقي آنها صرفاً متكي بر منابع خودشان – خودشان به مثابه ي نتيجه ي پيشرفت تكاملي نوع انسان – يعني همدلي نوعدوستانه است".آگوست كنت"
نماز در اشعار مولانا
نگارش:
عفت مهدی زاده لیما
1388
بررسی تاثیر نمایش عروسکی خلاق بر کودکان آموزش پذیر و تربیت پذیر
عفت مهدی زاده لیما
چکیده:
هدف: بررسی تاثیر نمایش عروسکی خلاق بر کودکان آموزش پذیر و تربیت پذیر هدف کلی این پژوهش است. گاهی کودکان از بدو تولد دچار مشکلات جسمانی یا روانی می شوند که یکی از آنها تولد کودکان با بهره هوشی کم است. آنها از طریق نمایش عروسکی خلاق فرصتی می یابند تا تجربه های مربوط به زندگی روزمره را کسب کنند و گامی به دنیای خیالی، رویاها، ابعاد حسی، عاطفی، شناختی و حرکتی بردارند.
روش بررسی: این پژوهش از نوع مقایسه کیفی می باشد که به صورت میدانی انجام شده است. و در دو مقطع، قبل و بعد از نمایش عروسکی خلاق را بررسی می کند. ار بین 33 توانخواه موجود در مرکز توانبخشی نوین نوشهر که دامنه سنی آنها بین 4 تا 24 سال بوده است، 13 نفر( 3 نفر تربیت پذیر و 10 نفر آموزش پذیر) به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند و مورد آزمایش قرار گرفتند. از مهر ماه تا بهمن 87 آموزش بدون نمایش عروسکی داده شد و از اسفند ماه 87 تا آذر 88 آموزش همراه با نمایش عروسکی بوده است.
یافته ها: مقایسه قبل و بعد از آموزش با نمایش عروسکی نشان می دهد که با اجرای سیستم نمایش عروسکی خلاق اعتماد به نفس در کودکان افزایش یافته و از شدت ترس آنها کاسته شده و هم چنین خنده و نشاط جایگزین پرخاشگری آنها گردیده است.
نتیجه گیری: تاثیر نمایش عروسکی خلاق بر کودکان آموزش پذیر و تربیت پذیر که در این پژوهش بررسی گردید از روش های قابل قبول در سطح یادگیری و پیشرفت این کودکان می باشد.
کلید واژه ها: نمایش عروسکی- خلاقیت – کودکان آموزش پذیر و تربیت پذیر
بررسی تاثیر رسانه ها بر شکاف نسلی
عفت مهدی زاده لیما
چکیده
تحقیق حاضر به بررسی تاثیر بر شکاف بین نسلی می پردازد. این کار به روش پیمایش و با استفاده از ابزار پرسش نامه م نرم افزار spss انجام شده. جامعه آماری این تحقیق 100 نفر از ددانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بابل در سنین ( 25-19) سال و والدین واقع در سنین ( 55-45) سال می باشد. همان طوری که در این تحقیق مشاهده شد تنها بین رسانه های سمعی و بصری و شکاف ارزشی و سیاسی نسل رابطه معنا داری وجود داشته است.
کلید واژه:
Generation نسل، Generation Gap شکاف نسلی، Medium رسانه
بررسی تاثیر نوع خانواده ( گسترده، هسته ای) بر میزان بزهکاری کودکان و نوجوانان
عفت مهدی زاده لیما[1]
چکیده
در خانواده امروز ایران که تغییرات ژرفی را در ابعاد مختلف تجربه کرده است، با هم بودن اعضای خانواده رو به کاهش نهاده است. اکنون دیگر جوانان کمتر اوقات فراغت خود را با والدین خویش سپری می کنند. به اعتقاد شورتر در خانواده گذشته کار و زندگی در یک مکان و به وجود آمدن کنش های متقابل که وابسته به روابط کاری بودند در خور توجه بسیار است. روابط خانوادگی بهترین پیشگوی رفتار بزهکارانه است. بزهکاران ووالدینشان اغلب با هم ارتباط و درک متقابل و یا مکالمه ای ندارند و محبتی بین آنان وجود ندارد.
در مقاله حاضر سعی شده است تا به تاثیر نوع خانواده بر بزهکاری کودکان و نوجوانان بپردازد و ابعاد آن مشخص شود. هم چنین تلاش شده است تا عوامل خانوادگی موثر بر بزهکاری مورد بررسی قرار گیرد. بنابراین این مقاله در پی پاسخگویی به این پرسش است که آیا نوع خانواده ( گسترده، هسته ای) می تواند بر میزان بزهکاری کودکان و نوجوانان تاثیر گذار باشد؟
کلید واژه ها: خانواده گسترده – خانواده هسته ای – بزهکاری
دیشب داشتم از روی تفنن به مطالبی که توی لپ تابم گذاشته بودم نگاه می کردم که به یکی از شعرهایی که ترم آخر دانشگاه برای خودم سروده بودم برخورد کردم. دوباره خاطرات آن دوران برایم زنده شد... آن چه که ذهنم را به تفکر واداشت خانواده بود همان اصلی ترین نهاد اجتماعی. این شد که به کتاب هایم رجوع کردم و باز هم در باره این نهاد مهم مطالعه کردم . ولی براستی با این همه سمینارها و همایش هایی که برگزار می شود تا چه حد توانسته ایم جلوی این آسیب ها را بگیریم و از آن ها بکاهیم!.............
این هم شعری که برای خودم سرودم.( بر وززن شعر موش و گربه عبید زاکانی)
اگر داری تو عقل و دانش و حکمت بیا بشنو حدیث عفت و عصمت
بخوانم از برایت داستانی که در معنای آن حیران بمانی
***
ای خردمند عاقل و دانا قصه عفت و عصمت برخوانا
قصه عفت و عصمت منظوم گوش کن همچو در غلتانا
چهار سال پیش در بابل عفت آمد از برای درسانا
شاد بود و داشت هدف از برای رفتن به فوقانا
شکر می کرد او خداوند را چون که خانه اش بود تامینا
صاحبان در آن خانه می نمودند به او مهربانانا
دوست می داشت آنها را چون سیرش می کردند با غذا و آبانا
یکی از روزهای سرد و یخبندان آب آمد به خانه اش فراوانا
اما از لطف صاحب خانه بردشش زود از یادانا
باز هم زندگی را ز سر گرفت مست و خرم پر از امیدانا
زود دو سال گذشت چون باد خسته شد از تکی و تنهانا
ولی باز هم خدا با او بود نمی خواست باشد او نگرانا
عصمت را آورد به دانشگاه تا بخواند گمرک و کتابانا
هر دو می خواندند کتابها را تا کنند شاد بابا و مامانا
از قضا در غروب یک روزی شنیدند آن دو صدا و دعوانا
بین صاحبان آن خانه شد کتک کاری و جیغ و دعوانا
عفت و عصمت هر دو ترسیدند چون که این کار بود بعیدانا
یک شب رفتند به منزل استاد تا بخواهند ارشاد و راهانا
استاد هم برایشان حرف زد گفت این مشکلی است بین آن دو زوجانا
پس که بهتر دخالتی نکنید می شوند آن دو مثل قدیمانا
هر چه کردند تا از آن خانه بشوند بلند و دورانا
گویی دوخته بودندشان به زمین با چند قطره از چسب پاتکسانا
باز باید رجوع کنند به خدا تا کند صبر آنها زیادانا
بهتر است کوتاه کنم این قصه چون که دارد سر درازانا
هر چه گویم به انتها نرسم پس خداحافظ شما جوانانا
امضا
کدو

داستان
تا به حال برايتان پيش آمده كه دوست يا آشنايي قديمي را كه خيلي وقت است نديدهايد و انتظار ديدنش را هم نداشتيد، بهطور تصادفي در يك زمان و مكاني كه فكرش را نميكردهايد، ببينيد. من به اين خاطرات ميگويم، خاطراتي از جنس كوچكي دنيا!
يكي از دوستان قديميام تعريف ميكرد، براي تحصيل به كشور انگليس رفته بود و براي تأمين هزينه تحصيل در دوران بيكاري و تعطيلات ميان ترم به عنوان راهنماي تور در يكي از آژانسهاي مسافرتي فعاليت ميكرد و خانوادههاي مختلف انگليسي را براي بازديد و مسافرت به ايران ميآورد.
او ميگفت، بسياري از اين خانوادهها آنقدر از ايران و مسافرت به ايران لذت ميبردند كه تا مدتها با او در تماس بودهاند. در ميان آنها، خانوادهاي با سه فرزند جوان با دوست من به ايران ميآيند و از مسافرت خود بسيار لذت ميبرند و با دوست من قرار ميگذارند كه دوباره با او به ايران بيايند، اما دوست من ديگر از آنها خبردار نميشود و با اتمام تحصيلات در انگليس به ايران بازميگردد و اكنون نيز در اوقات فراغت همچنان به عنوان راهنماي تور فعاليت ميكند. در حالي كه دلش ميخواست يك بار ديگر هم اين خانواده را ببيند.
دوستم تعريف ميكرد كه وي دوستي در دوران دبيرستان داشت كه براي كار در سازمان ملل به كشور سوئيس رفت و رابطه اين دوست من با وي فقط از طريق ايميل بود. مدتها گذشت و دوست من نيز براي تحصيل به انگليس رفت و برگشت تا يك روز متوجه ميشود كه اين دوست قديمي براي كاري به سوريه و شهر دمشق ميآيد و تصادفاً نيز قرار است وي در همان زمان توري را به سوريه ببرد. بنابراين، با او قراري ميگذارد و برنامهشان را طوري تنظيم ميكنند كه نصف روزي را باهم باشند.
اين دوستم تعريف ميكند كه بعد از ديدن اين دوست قديمي باهم تصميم ميگيرند كه به جاي خلوت و آرامي بروند و با هم گپ بزنند براي همين، ماشيني كرايه ميكنند و به يكي از دشتهاي اطراف دمشق ميروند. در طي مسير هيچ ماشيني نميبينند و هنگامي هم كه به محل مورد نظر ميرسند، اثري از كسي در دشت مذكور نميبينند. وي تعريف ميكند كه با اين دوست دوران دبيرستان از تپهاي بالا رفتند و در بالاي تپه به تماشاي افق نشستند و فقط ده دقيقه بعد صداهايي از پشت سر توجه آنها را جلب ميكند. بله، آن خانواده انگليسي مشغول بالا آمدن از تپه بودند. من و دوستم اين اتفاق را عجيبترين اتفاق از ميان اتفاقهايي از جنس كوچكي دنيا ميدانيم.
در زندگی مدرن امروزی ارزشهای بسیاری تغییر کردهاند. زندگی خانوادگی که اساس جامعه را تشکیل میداد مانند دیگر سنتها مورد هجوم واقع شده اما در جهان اسلام خانواده با همه ی مظاهرش آنچنان استوار و پا برجا بنا نهاده شده که هیچ عاملی نمیتواند اساس آن را زیر سوال ببرد. در واقع خانواده بهترین ابزار برای شناساندن اسلام به جهان غرب است. من هیچ موسسه یا سیستم آموزشی را نمیشناسم که مثل یک خانواده ی اسلامی قادر باشد اسلام را به جهان معرفی کند. اگر امروزه غربیها علیرغم مسائلی که در اجتماعشان میگذرد، ادعا میکنند در اوج پیشرفتهای اجتماعی و اخلاقی قرار دارند، خانواده ی اسلامی با توجه به ایدهآلها، استانداردها و معیارهایش در سطحی فراتر از آنها قرار خواهد گرفت.
سلسله مراتب خانواده
اول از همه آنکه خانواده در اسلام یک سیستم سلسله مراتبی است به گونهای که مدیر خانواده بار عظیم مسئولیتها را به دوش دارد و علاوه بر آن وظیفه ی رهبری نیز بر عهده ی اوست. مرد تکیهگاه خانواده است و همه ی آنچه درباره ی برتری مرد برزن گفته میشود بیمعنی و مهمل است مگر آنکه اشارهای باشد به این نقش رهبری و مسئولیتپذیری که آن هم امری ضروری است. یک نهاد و نظام پویا مانند خانواده بدون در نظر گرفتن نقش رهبری امری است محال، همانطور که یک کشتی بدون کاپیتان و سکان مدت زیادی نخواهد توانست بهراهش ادامه دهد. خداوند با وضع این قانون و واگذار کردن وظایف به سرپرستی خانواده، آنجا که او را مکلف به انجام وظایفش مینماید، خانواده را مورد حمایت خود قرار میدهد. مردی که وظایفش را بعنوان رهبری مسئول نادیده بگیرد از سوی قانون، دین و جامعه اسلامی مورد بازخواست قرار خواهد گرفت. زیرا دین و جامعه این مسئولیت را امری اجتماعی و اساسی به شمار میآورند.
جنبههای اجتماعی
دومین برتری خانواده اسلامی آنست که خانواده حاصل یک پیوند اجتماعی است. مدتی پیش از ازدواج دو نفر، یک پیوستگی اجتماعی بین خانوادههای آنها ایجاد میشود. اما رابطه ی مخصوصی که ما آن را رابطه ی عاشقانه میشناسیم تنها پس از ازدواج آغاز شده و رشد میکند نه پیش از آن. پس از ازدواج فرد با نیت پرورش دادن این رابطه وارد زندگی میشود. بنابراین برمبنای اصول اسلامی شانس بیشتری برای ایجاد رابطهای صحیح میان زن و مرد وجود خواهد داشت. هنگامی که زن و مرد مسلمان با این هدف وارد رابطه میشوند فرصت بیشتری برای تطبیق دادن خود با امور زندگی دارند. آنها پیش از آن به یکدیگر تعهد دادهاند و اکنون قصدی ندارند جز بهبود زندگی و برقراری رابطه ی عاشقانه با همسر. به این ترتیب میتوانند خود را با شرایطی که لازمه زندگی خانوادگی است تطبیق دهند.
ازدواج، پیوندی قانونمند
سومین برتری، قانونمند بودن امر ازدواج در خانواده اسلامی است. ازدواج در اسلام تنها پیوند دو انسان نیست بلکه پیوندی است بین دو خانواده و هر دو خانواده منابع انسانی، اقتصادی و عقلانی خود را در خدمت زوج جوان قرار خواهند داد و به این صورت از آنها پشتیبانی میکنند.
ازدواج یک قرارداد اجتماعی و حقوقی است بین دو طرف . پیمان حقوقیای که به توافق و رضایت دو طرف نیاز دارد. در این قرارداد شروطی ذکر میشود و توسط دو طرف امضا میشود. به این ترتیب عقدنامه به سندی قانونی و الزامآور تبدیل میشود. زیرا خانواده نیز مانند یک حکومت است. حکومتی که با مسائل داخلی و خارجی، امنیتی و اجتماعی، حفاظتی، آموزشی و تبلیغاتی روبروست و احتیاج به یک قانون اساسی دارد. آیا میتوانید تصور کنید همه ی این امور در یک حکومت بدون نظام قانونی انجام گیرد؟
شخصیت زنان و حقوق آنها در خانواده
چهارمین نکته شخصیت زنان است. اسلام زن را موجودی کامل میداند، انسانی برابر با مرد. طبق قوانین اسلام زنان نسبت به اموال خود حق مالکیت کامل دارند و هرگاه بخواهند میتوانند اموالشان را به دیگری بفروشند بدون آنکه همسرشان بتواند دخالتی در آن داشته باشد. در حالی که زنان مسلمان از 1400 سال پیش تاکنون صاحب این حقوق میباشند تا 50سال پیش زنان غربی بدون امضای پدر یا همسرشان حق خرید و فروش هیچچیز را نداشتند. به تازگی تعدادی از زنان در غرب این حق را پیدا کردهاند که پس از ازدواج نام دوشیزگی خود را حفظ کنند، آنهم کسانی که پیش از ازدواج شهرتی در حرفه خود پیدا کردهاند.
زنان مسلمان دارای حق تحصیل و یادگیری، فعالیت برای کسب درآمد، شرکت در فعالیتهای اجتماعی و شرکت در همه ی مراسم مذهبی همانند مردان میباشند.
خانواده ی گسترده
پنجمین نکته آنست که خانواده اسلامی خانوادهای است گسترده نه آنگونه که امروزه رایج است. خانواده ی هستهای که فقط شامل شوهر، زن و بچههاست فاقد سرمایههای انسانی، اجتماعی، تجربی و دوستی است.
نخست آنکه در خانوادههای اسلامی انسان از کودکی تا بزرگسانی در کنار پدر و مادر زندگی میکند. والدین از زمان خردسالی که با کودک بازی میکنند، با صبر و حوصله او را آموزش میدهند و نوازش میکنند تا بزرگسالی که به هدایت و نصیحت او میپردازند همواره در تماس نزدیک با فرزندشان هستند بنابراین فرزندشان نیز به آنها عشق میورزد. اما در زندگی غربی از آنجا که بچهها به محض گذراندن دوران نوجوانی راه خود را در پیش میگیرند و از محیط خانواده دور میشوند همواره با سایر افراد خانه احساس بیگانگی میکنند.
دوم آنکه در خانواده ی بزرگ فاصله چندانی بین نسلها وجود ندارد. چون در یک خانه کودک، نوجوان، بزرگسال و پیرترها و حتی گاهی بزرگترهایی از دو نسل در کنار هم زندگی میکنند.
در خانواده بزرگ کودکان پایبندی به گروه، نوعدوستی، ابراز احساسات، ابراز عشق، وفاداری و وظیفهشناسی نسبت به جمع را میآموزند.
در نهایت لازم است اشارهای داشته باشم به ارزشهای دیگری که خانواده اسلامی باوفادار بودن به سنتها و قوانین دینی از آنها بهره میبرد. این مسئله که مسلمانان الکل نمینوشند و مواد مخدر استفاده نمیکنند عامل استحکام و قدرت بیشتر خانواده است. دیگر آنکه در اسلام قمار حرام است و مخارج همه ی اعضای خانه از یک منبع مشخص و با توجه به تشخیص سرپرست خانواده در اختیارشان قرار گیرد.
خانواده نهادی الهی است که با آفرینش انسان پدید آمده و نسل بشر نیز حاصل این نهاد است. بنابراین خانواده جایگاه والایی در دین اسلام دارد و هسته ی یک جامعه را تشکیل میدهد، زیرا خانواده سالم یعنی جامعه سالم.
تولد
فروید در ششم مه 1856 در فرای برگ ( که اکنون پریبور نام دارد)، دهکده ای در موراویا، که بعدها بخشی از پادشاهی اطریش/ مجارستان ( و اکنون جزو چکسلواکی است)، به دنیا آمد و در بیست و سوم سپتامبر 1939 در لندن چشم از جهان فروبست.
دورکیم اساسا دین را یک پدیده اجتماعی می داند، به طور کل مقولات بنیادیاندیشه بشری را ناشی از جامعه می داند. حال پیش از آن که به تعریف دین از نگاه دورکیم بپردازیم ابتدا به مقئماتی که وی در رسیدن به مفهوم دین در نظر می گیرد را بیانمی کنیم.
دورکیم برای تحلیل و تبیین نظریه خود در باب منشا دین و تعریف آن به تحلیل توتمیسم در میانبومیان استرالیا میپردازد.وی با بررسی های خود دریافت که در میان بیشتر قبایل استرالیایی به گروهی برمی خورم کهدر حیات جمعی قبیله نقش اساسی و برتری دارند.نام خود را نه از اشیا واقعی بلکه از موجودی اسطوره ای محض میگیرد.وی این گروه ها را کلان می نامد.
دورکیم برای این کلان ها دو ویژگی بر می شمرد:
هنجار ها به سه دسته تقسیم می شئند و این تقسیم بندی به ماکس وبر بر می گردد.اما این تقسیم بندی بیشتر مبتنی بر ادراک دانشمندان از مسایل جوامع غربی است و در کشورهای جهان سوم نیاز به تغییراتی دارد:
عادات: بسیاری از قاعده مندی های رفتارهای اجتماعی فقط در پی تکرار به وجود می آیند. وبر این گونه قاعده مندی های را عادت می نامد. انسان ها در هنگام پیروی از این گونه هنجارها عموما آگاهی و وقوف ندارند و اگر از آنها پرسیده شود که چرا آن کار را انجام می دهند ( یعنی به چه دلیل از آن هنجار پیروی می کنند)، یا جوابی ندارند که بدهند و یا می گویند: چون همه این کار را میکنند" ... چون همیشه این طور بوده"... ونظایر آن. مثلا:
هم چنین اگر از بیشتر اروپاییان بپرسیم، چرا ماهی را بدون چاقو و با دو چنگال یا یک نوع وسیله" چاقو مانند" می خورند، عموما پاسخ متقاعد کننده ای ندارند و نمی دانند این وسیله در زمانی کارکرد داشته که جنس چاقوها از آهن و یا نقرهبوده و لذا در برخورد با گوشت ماهی، موجب تغییر طعم آن می شده است.
آداب و رسوم: را ماکس وبر در مقابل عادات از این طریق محدود می کند که مردم مدت بیشتری به انها عمل کرده اند. در صورتی که از مردم پرسیده شود که چرا آنها این کار را ( از آن هنجار پیروی) می کنند، آنها برای رفتارشان استدلالی، هر چند نه متقاعد کننده و بیشتر توجیه کننده ارائه می دهند. مثلا:
چرا کوچکترها به بزرگترها احترام می گذارند؟
چرا مردم برای فرزندانشان نام می گذارند و به آنها شماره و عدد نمی دهند؟
چرا اکثریت مردم جوامع از دینی که از بدو تولد از خانواده به ارث برده اند،( گاه با تعصب) پیروی می کنند؟( قالوا بل وجدنا ابائنا کذالک یفعلون، شعرا 75)
خانم نوله – نویمان در تئوری بسیار مهم خود مسئله فشار هنجاری را در سطح کلان و از جنبه سیاسی بررسی می کند: او افراد را ابتدا به دو گروه تقسیم می کند:
گروه الف : افرادی که در محیط خود احساس میکنند که نظراتشان پذیرفته می شود و گسترشمی یابد، نظرات خود را در محیط های عمومی با اتکا به نفس و به گونه ای استوار و محکم بیان می کنند.
گروه ب: افرادی که احساس می کنند کهنظراتشان مورد پذیرش عموم واقع نمی شود، نظرات خود را در محافل عمومی و رسانه ها بیان نمی کنند. خانم نوله از این رفتارها یک نتیجه گیری بسیار مهم می کند.
از آنجا که پیروان یک نظر (گروه الف) اظهار می کنندو نظراتشان را بیان می کنند و پیروان نظر دیگر (گروه ب) خاموشند،از این طریق یک تاثیر مهم بر جامعه می گذارند. زیرا گروه الف که نظراتش بیان می شود و گسترش می یابد به نظر قوی تر و مهم تر می رسند، از آن چه که واقعا می باشند و گروه ب با نظرات بیان نشده نیز همین طور ضعیف تر از حد واقعی ارزیابی می شوند.
این خود باعث پیدایش یک " فرایند فنری" می شود که طی آن اعضا جامعه یک تغییر وضعیت از نظرات غالب را احساس کنند و خود را با نظرات غالب ( یعنی گروه الف) تطبیق دهند. در نتیجه گروه الف نظرات و موقعیتش در جامعه تثبیت می گردد و گروه ب به علت آن که تصور می رود با هنجار غالب همسو نیست، یعنی نا به هنجار است، پیروانش را از دست می دهد و فقط یک هسته کوچک از پیروان اصلیش باقی می ماند.
این تئوری هم در زمان انتخابات ریاست جمهوری در خرداد 1376 و هم در زمان محاکمه شهردار تهران ( تیر/ مرداد 1377) و فرایند عقیده سازی جراید بهنفع ایشان تاثیر خود را نشان داد. بسیاری از مردم احساس می کردند که جو عمومی در جهت تایید شهردار است و لذل آنهایی هم که به طور درونی با رفتار شهردار مخالف بودند، عموما در بحث های سیاسی در حضور دیگران نظراتی موافق شهردار ابراز می داشتند. بدین ترتیب چنین به نظر می رسید که فضای نظرات اکثرا بهه نفع شهردار باشد ئ این فضا را جراید به وجودآورده بودند و مردم از آن طریق احساس فشار هنجاری مینمودند.
با این توضیحات تصور می رود که منظور از همشکلی و فشار هنجاری از نظر محتوایی مشخص شده باشد. باید توجه داشت که فشار هنجاری همیشه فقط به صورت احساس اجبار نیست، بلکه عموما بدون وقوف با یک نوع میل درونی نیز آمیخته است. ضمنا اشاره می شود آن چه که در زبان عامیانه به " جو سازی" شهرت یافته، قسمت کمی از مفهوم " فشار هنجاری"، آن هم قسمت " اجبارب" و نه " میل درونی" عمل به یک هنجار را می پوشاند.
هنجار یکی از مفاهیم مرکزی و هسته ای جامعه شناسی است
. با وصف این، در متون جامعه شناسی و در بین جامعه شناسان خارجی نیز فضای مفهوم آن کاملا مشخص و متمایز نشده است. آقای لاوتمن در یک بررسی عمیق از 168 دانشمند علوم اجتماعی تفائت ها و وجوه اشتراک مفاهیم ارزش و هنجار را تشریح نمود و نشان داد کهاین واژه ها هر بار از سوی دانشمندان مختلف، با فضای مفهوم نسبتا متفاوت مورد استفاده قرار گرفته است.هنجارها در کلیه شئون زندگی وجود دارد وآن قدر زیاذنذ که حتی یک دانشمند جامعه شناس متبحر و با وقوف نیز به همه آنها وبالاخص به تعدادی از آنها اشراف ندارد
. وقتی ما با یک دوست یا آشنا ملاقات می کنیم، به او سلام می کنیم، با او دست می دهیم و گاه روبوسی می کنیم، گاه یک بار،گاه دو بار و بعد از انقلاب گاه سه بار. اگر این ملاقات در محل کار یا خانه باشد، به او به گونه ای تعارف می کنیم، مثلا" بفرمایید!"... نخیر شما بفرمایید!...نه نمی شه شما بفرمایید؟... بعد جائی را برای نشستن به او تعارف می کنیم، اگر شخص مقامش بالا باشد، در راس اطاق و اگر کمی پایین تر باشد در پایین اطاق. بعد نسبت به مقام و امکانات، کم و بیش از او یک نوع پذیرایی خاص می کنیم، برای او چای می آوریم، در یک جا در استکان در جای دیگر در فنجان...این قواعد و ضوابط رفتاری همه هنجار هستند
. طرز سلام کردن، طرز بوسیدن، طرز تعارف و احترام، طرز غذا خوردن، طرز لباس پوشیدن...به طور خلاصه هر قسمت از رفتارهای انسان که به طور مستقیم یا غیر مستقیم به دیگر انسان ها مربوطمی شود مبتنی بر هنجار است
.از این توضیحات مشخص می شود که هنجار یک نوع قاعده، یک نوع شیوه رفتار اجتماعی
( در فعالیت های مشترک وکنش های متقابل) و هم چنین زندگی فردی است. هنجار واژه ای است که برای کلمه نرم به کار برده می شود. نرم از زبان لاتین و یونانی و به معنای مقیاس است، با این مفهوم که هر جزئی که بخواهد در یک شبکه کلی تر قرار بگیرد با آن شبکه "جور" و " مقیاسش" با آن متناسب باشد.یک کارکرد مهم نرم یا هنجار تنظیم روابط اجتماعی و ایجاد نظم اجتماعی است
. به همین علت دارندورف و برخی دیگر از دانشمندان از اصطلاح " گرامر اجتماعی" استفاده می کنند.نرم اجتماعی چند مشخصه دارد
: قاعده و استاندارد رفتار اجتماعی (تنظیم روابط اجتماعی، فعالیت مشترک و کنش اجتماعی) و رعایت کردن اکثریت و مجازات در صورت عدم رعایت. در نتیجه این سه عامل است که هنجار در واقع یک دستور العمل رفتار اجتماعی یا به قول دارندورف و دیگران یک گرامر اجتماعی می شود.