اندیشه های اجتماعی ابن خلدون

اندیشه های اجتماعی ابن خلدون رامی توان در محورهای زیر خلاصه کرد:
  1. انسان به طور غریزی، اجتماعی و سیاسی است.
  2. پدیده های اجتماعی قابل مشاهده و بررسی می باشند. هر یک از آن ها چند وجهی یا چند رخساره ای اند و هر وجه یا رخساره موضوع مورد بررسی، یکی از رشته های علوم اجتماعی به شمار می روند.
  3. محیط اجتماعی تحت تاثیر محیط طبیعی و اقلیمی قرار دارد.
  4. سازمان ها و نهادهای اجتماعی به یکدیگر وابسته بوده و در یکدیگر تاثیر می گذارند.
  5. محیط های طبیعی و اجتماعی تاثیر بسیاری در ساختار شخصیت انسان دارند.
  6. جامعه و پدیده های اجتماعی گرچه مستقل از فرد نبوده؛ ولی از یک سلسله قوانین اجتماعی پیروی می کنند.

شيطان شکستت می دم

مفهوم شیطان در طول قرنها مورد مکاشفه قرار گرفته است. در اصل در سنت مسیحیان جودو، شیطان به عنوان بخشی از آفرینش دیده شده است که در برگیرنده قانونی است که می‌تواند در مقابل خواست خداوند مخالفت کند و با اختیار تام خود، قادر است مبارزه طلب باشد. (یادآور یکی از تفسیرهای یهودی که می‌گوید تنها زمانی که پتانسیل توانایی تخلف از خواست خدا را داشته باشید و با او مخالفت نکنید موجودی بسیار خوب خواهید بود) در خلال قرنها این مفهوم به مخالفت صرف علیه خداوند تحریف شده است.

· این دیدگاه که هرچیزی نقطه مقابل خود را دارد و خداوند (تماماً خوب) باید یک نیروی خدای بد (شیطانی) نیز در مقابلش باشد (بسیار از الهه‌های قدیمی نیز این نیروهای بد را در خود داشته اند، به طور مثال تمدن مصر باستان نیز چنین باوری را داشته است(.

· با گسترش دین مسیحیت و بعد از آن اسلام، که هردو پیروان بسیاری بدست آوردند و یک رستگاری اعلا را برای خود قائل هستند و به زندگی بعد از مرگ اعتقاد دارند، و در میان آموزه‌های آنها شیطان وجود دارد و در همه جهان‌بینی‌های الهی، شیطان سعی دارد خداوند را تحلیل برد و خراب کند.

با رشد رو به جلوی جامعه از دوران اصلاحات به دوران روشنفکری (قرون 17 و 18(، مردl در جوامع غربی به پرسش سوالاتی راجع به شیطان کردند و این شیطان نیز در پاسخ به تدریج بزرگ و بزرگ‌تر شد، لذا شیطان پرستی به صورت یک رسم که با رسوم دینی گذشته مخالفت دارد ظهور پیدا کرده.

به علاوه شیطان پرستی برمبنای آموزه‌های مخالف دین‌های ابراهیمی به مخالفت با خدای ابراهیمی پرداخته است. قدیمی‌ترین شاهد ثبت شده راجع به این واژه (شیطان پرستی) در کتاب "تکذیب یک کتاب" توسط توماس هاردینگ (1565) به چشم میخورد که در آن از کلیسای انگلیس دفاع می‌کند: "در خلال زمانی که مارتین لوتر برای اولین بار فرقه ملحد و شیطان پرست خود را به آلمان آورد،...". در حالی که مارتین لوتر خود هرگونه ارتباطی را بین آموزه هایش و شیطان نفی کرد. شیطان در یهودیت، مسیحیت، اسلام و آیاواشی کلمه شیطان در ابتدا از دین یهود آمده و در مسیحیت و اسلام تکمیل یافته است. این نگاه یهودی-مسیحی-اسلامی از شیطان می‌تواند به موارد زیر تقسیم شود:

· یهود: شیطان در یهودیت، در لغت به معنای "دشمن" یا "تهمت زننده" است. و همینطور نام فرشته‌ای است که مومنین را مورد محک قرار می‌دهد. شیطان در یهود به عنوان دشمن خدا شناخته نشده است بلکه یک خادم خدا است که وظیفه دارد ایمان بشیریت را مورد آزمایش قرار دهد.

· اسلامی: کلمه شیطان در عربی "الشیطان" به معنای خطاکار، متجاوز و دشمن است. این یک عنوان است که معمولاً به موجودی به نام ابلیس صفت داده می‌شود. ابلیس یک جن بوده است که از خدا نافرمانی کرده است لذا من طبع توسط خدا محکوم شده است که به عنوان منبعی برای گمراهی انس و جن باشد و ایمان آنها را برای خدا بسنجد.

· مسیحیت: در بسیاری از شاخه‌های مسیحیت، شیطان (در اصل لوسیفر) قبل از آنکه از درگاه خدا ترد شود، یک موجود روحانی یا فرشته بوده که در خدمت خداوندگار بوده است. گفته می‌شود شیطان از درگاه خداوند به دلیل غرور بیش از حد و خودپرستی ترد شده است. همینطور گفته شده است شیطان کسی بوده است که به انسان گفته است می‌تواند خدا شود، و موجب معصیت اصلی انسان در درگاه خدا شده است و در نتیجه از بهشت عدن اخراج شده است. از شیطان در کتاب یونانی "دیابلوس" به عنوان روح پلید (Devil) نیز نام برده شده است که به معنای "تهمت زننده" یا "کسی که به ناحق دیگران را متهم می‌کند". واژه Devil از فعلی به معنای "پرت کردن" یا "انتقال دادن" نشئت گرفته شده است. در حالی که لاوی ادعا کرده است که این واژه از زبان سانسکریت "devi" مشتق شده و به معنای الهه است (گرچه این ادعا نادرست به نظر می‌‌آید)

· آیاواشی: "آکیلاتریراتو آمانای" منبع اسطوره‌شناسی آیاواشی و کتاب دینی آیاواشی، راجع به "کرونی" که یک موجود شیطانی است سخن گفته است. این موجود به 6 قسمت قطعه قطعه شده است و هر قسمت در جهان با نام‌های "راوانا" , "دوریودهانا" و ... متولد شده اند

ابعاد اجنماعی مثبت  و منفی اینترنت در ایران

        الف- ارتباطات نامتعارف میان قشر جوان

اینترنت به دلیل تسهیل ایجاد روابط دوستانه و عاشقانه با سرعت نور، در زمینه های غیر اخلاقی بسیار مورد توجه است. اغلب، گسترش روابط غیر اخلاقی مجازی در عرصه اینترنت، در جهت روابط غیر اخلاقی واقعی صورت می گیرد. واضح است که شبکه اینترنت مجال مناسبی برای رشد و توسعه انواع مختلف رفتارهای غیر اخلاقی است. این پدیده یک فضای مجازی برای فعالیت های غیر اخلاقی  می آفریند. اینترنت هم چنین موجب سهولت خیانت در روابط زناشویی و روابط نامشروع می شود. اگر اصول اخلاقی را نادیده بگیریم، خواهیم گفت که اینترنت چیز خوبی است که ما را قادر می سازد به آسانی به دنبال اعمال غیر اخلاقی، قماربازی، خرید و فروش و بورس بازی برویم، بدون اینکه مجبور باشیم با انسان های مختلف تعامل و برخورد رودر رو داشته باشیم. روابط غیر اخلاقی برخط، به طور معمول بر خط باقی نمی ماند و در بسیاری موارد به روابط فیزیکی می انجامد. البته جذابیت این مساله به هیچ وجه قابل انکار نیست. به نظر معقولانه می رسد که برای قابلیت تغییر رفتاری اینترنت، چند متغیر تحریک برانگیز مهیج و نگهدارنده را برشمرد. این  متغیرها  عبارتند  از:   روابط  نزدیک  غیر اخلاقی،  فقدان  کنترل  وبازدارندگی، فقدان مسئولیت پذیری، فقدان محدودیت زمانی و احساس تحت کنترل نبودن.

ب- جرایم رایانه ای و اینترنتی

شاید هک شدن سایت بانک ملی ایران و شبکه شتاب یکی از نخستین نشانه های ورود ایران به جامعه اطلاعاتی بوده باشد، با این حال گسترده بودن تعداد سایت های آموزش هک و بالا بردن تعداد هکرها و آمار بالای سایت های هک شده حکایت از رسوخ این پدیده به جامعه دارد. گسترش شبکه های مجازی تجارت الکترونیک به نام گلدکوئست و پنتاگون و چند نام دیگر شناخته شده است، آسیب پذیری ساختار ایران در این زمینه را نشان می دهد.

ج- گسست نسلی

اینترنت شکاف میان نسل ها را عیان تر کرده است. اکنون نه تنها شکاف میان نسل اول و دوم بلکه شکاف میان نسل دوم و سوم نیز هویدا شده است و هیچ یک زبان دیگری را نمی فهمند.

د- انحرافهای اخلاقی و فردی

کار با اینترنت امکان و ضریب انحراف اخلاقی جوانان را بالا برده است. انزواگرایی و بزرگ پنداری دو نمونه از پیامد های منفی در این زمینه هستند.

و- پنهان سازی هویت ( تئوری گوستاولوبون- انبوه خلق)

با امکانات و گزینه های فراوانی که در رسانه های عمومی از جمله اینترنت در اختیار جوانان می گذارند آنان به طور دائم با محرک های جدید و انواع مختلف رفتار آَشنا   می شوند. این فضا هویت نامشخصی و اغلب متحولی را می آفریند. به خصوص برای نسلی که در مقایسه با نسل قبل با محرک های فراوانی مواجه است. هم چنین از طریق رسانه های جمعی، افراد خط مفروض میان فضای عمومی و خصوصی را تجدید سازمان می کنند و این امکانی است که جوانان فعالانه از آن استفاده می نمایند.

هویت واجد 3 عنصر است. هویت شخصی، فرهنگی و اجتماعی که هر یک در تکوین هویت فرد نقش مهمی را ایفا می کند. در مقایسه ها، هویت شخصی که ویژگی بی همتای فرد را تشکیل می دهد، هویت اجتماعی (نقش اجتماعی درونی شده و متنوع) و هویت فردی ( درک و کاربرد نمادهای فرهنگی) در پیوند با گروه ها و اجتماعات مختلف قرار می گیرند. اینترنت صحنه فرهنگی و اجتماعی است که فرد خود را در موقعیت های متنوع نقش ها و سبک های زندگی قرار می دهد. در این فضای عمومی، مهارت فرهنگی جدیدی لازم است تا با تنظیمات نمادین، بتوان بازی کرد. سایت شخصی نمونه ای روشن است که چگونه کاربر اینترنت خود را برای مخاطبان جهانی معرفی می کند. برای بیان افکار، احساسات، علایق وآرا، از متن مناسب، گرافیک، صدا و فیلم استفاده می شود. میلر اهمیت و پیوندهای سایت شخصی را یاد آور می شود و   می گوید: به من بگو لینک هایت چیستند تا بگویم که چه کسی هستی.

یکی از جنبه های اینترنت، ورود بی هویت در آن است. نوجوانان در صحنه اینترنت برای ایفای هر نقشی، فرصت پیدا می کنند. البته خصیصه مثبتی در این کار وجود دارد یعنی مجالی که برای بروز و ظهور نوجوانان پیدا می شود. اینترنت فضای آزاد گلخانه ای را ایجاد می کند که معلمان و مراجع قدرت به آن دسترسی ندارند و بر آن تاثیر   نمی گذارند. امکان خصوصی بودن امور، نکته ای است که کاربران جوان اینترنت بر آن تاکید دارند و از سوال بزگسالان در مورد نحوه استفاده از اینترنت آشفته می شوند. اینترنت به  نظر این جوانان، جانشین فضای عمومی است. در این شکل جوانان تجربه های بیشتر می یابند و درباره کنترل و کاربرد این رسانه جدید دارای اطلاعات می شوند. این فضای جدید به طور عمده از سوی کاربران ساخته می شود.، احساس مشارکت بیشتری به نوجوانان می دهد. تنها مشکلی که وجود دارد آن است که رابطه میان نسل جوان و بزرگسال در فضای شبکه ای محو می شود.

اریکسون معتقد است که نوجوانان در دوره بلوغ هویت شخصی خود را از طریق کشف و جست و جو بنا می کنند. بلوغ مرحله ای بحرانی است که نوجوانان به دنبال کشف ارزش ها و درونی کردن آن می باشند و اینترنت با حجم نامحدود اطلاعات و ابزارهای سریع ارتباطی، نوجوانان را با ابزارهای دیگر ایجاد هویت از طریق جست وجو روبه رو می کند. با این وجود باید بدانیم که بسیاری از تعاملات موجود در اینترنت مستلزم ارتباط انسانی نیست. پیامدهای این تعاملات انسانی هنوز نامعین است.

ه- ایجاد مطالبات جدید اجتماعی

آشنایی جوانان با سطوح مختلف طبقات اجتماعی، در خواست آنان برای تغییر سطح طبقه ای را افزایش داده و همین امر به ایجاد مطالبات جدید اجتماعی می انجامد.

ز- تهدید بنیان های خانواده

تغییر ارزش ها و هنجارهای اجتماعی به نوبه خود بنیان های خانوادگی را در معرض تهدید قرار می دهد.

ح- تغییر نقش های اجتماعی

پنهان ماندن هویت ها و کنترل ناپذیری در شبکه، موجب کسب هویت های جدید و ایفای نقش های اجتماعی مجازی در شبکه به وسیله افراد می شود.

ط- اعتیاد اینترنتی

توان اعتیاد آورنده مواد مخدر، بر اساس سرعت جذب مواد مزبور به بدن انسان است، اما در مورد اینترنت، این سرعت و در دسترس بودن آن است که ایجاد اعتیاد می کند. اگر این فرضیه درست باشد، پس ما باید با افزایش سرعت مودم ها و سهولت دسترسی، منتظر سطوح بالاتری از استفاده های اعتیاد آمیز اینترنت باشیم. قدرت محتواها به عنوان پتانسیل تحریک برانگیزی، مطالبی است که به صورت بر خط مورد مطالعه قرار می گیرند و مشخص است که تحریک برانگیزترین محتواها، یعنی محتواهای جنسی، بیشترین و بالاترین سطوح استفاده در اینترنت را دارا هستند. این احتمال وجود دارد که ما با چند زیر مجموعه از اعتیاد اینترنتی و سوء استفاده از اینترنت روبه رو باشیم و این احتمال قوی هم وجود دارد که درجاتی از سطوح مشترک میان اعتیاد به اینترنت، اعتیاد جنسی، اعتیاد به قمار و اعتیاد به خرید و مصرف(بریز و بپاش) وجود داشته باشد.

اعتیاد به اینترنت مثل هر نوع اعتیاد دیگری صرفنظر از این که آن را یک بیماری روانی به حساب آوریم یا یک معضل اجتماعی، پدیده ای است فراگیر که با صدمات روانی اجتماعی، خانوادگی، جسمانی و حتی اقتصادی همراه است. معتادان به اینترنت مانند اغلب انواع معتادان، دچار افت در کارکردهای فردی و اجتماعی    می شوند. اما فرق این اعتیاد با بقیه این است که معتادان اینترنت کمتر احساس گناه می کنند. این افراد اغلب جزء افراد با کلاس و با فرهنگ جامعه ما هستند. اگرچه هنوز معیاری برای تشخیص اعتیاد به اینترنت ارائه نشده است اما علائم این نوع اعتیاد را به دو دسته علائم روانی و جسمانی تقسیم کرده اند. علائم روانی عبارتند از: نوعی احساس لذت و رضایت هنگام دسترسی به اینترنت و ناتوانی در متوقف کردن افسردگی و بدخلفی در موافعی که دسترسی به اینترنت وجود ندارد و دروغ گفتن به دیگران در مورد میزان استفتده از اینترنت و ... علائم جسمی عبارتند از: علائمی که ناشی از نشستن زیاد است  ( سوزش چشم و سر درد و کمر درد و اضافه وزن و ...) علائمی که ناشی از غفلت فرد نسبت به خودش است.( بی نظمی در غذا خوردن و صرفنظر کردن از بعضی وعده های غذایی و توجه نکردن به بهداشت و آراستگی فردی و اختلالات خواب و تغییر در الگوی خواب و ...) مطالعات نشان می دهد مردان در اینترنت به دنبال راه هایی برای کسب قدرت و شهوت و همین طور تحقق رویاهای جنسی هستند و زنان بیشتر به دنبال گرو ه های دوستی و حمایت و روابط عاشقانه می باشند.

کارکرد غالب چت های اینترنتی در جوانان ایرانی از جنبه های فراغتی و سرگرم کننده آن است که با فاصله زیادی اولویت نخست استفاده کنندگان را تشکیل می دهد. نتایج تحقیق بیانگر این است که فضای غالب در محیط چت روم های مورد مراجعه جوانان، گفت و گو های دوستانه جوانان غیر همجنس است که با نیت ارضای کنجکاوی، آشنایی و سرگرمی و گاه ماجراجویی بدان روی می آورند.

در مجموع گفت و گو های اینترنتی عرصه جدیدی را برای گذران فراغت طیف رو به افزایشی از جوانان و شکل گیری خرده فرهنگ های مختلف با زمینه ها و علایق متنوع فراهم ساخته است. اگر چه نگرش غالب به این میدان جدید و بهره مندی از آن اغلب محدود به آشنایی ها و گفت وگو های غیر جدی، کنجکاوانه و عادتی است، با این حال برای اقلیتی مجالی را به منظور تامل در سیاست زندگی، بازی با هویت و بازاندیشی در پروژه انباشت و ابزار هویت فراهم ساخته است. این اقلیت از پتانسیل های فضای مجازی برای تقویت سرمایه های سمبلیک و فرهنگی خود در برقراری ارتباط و تنظیم روابط با خویش و اجتماع بلافصل خویش استفاده می کنند. در وجه منفی، سرگرمی های مجازی علاقه جوانان به مشارکت اجتماعی و فعالیت های مدنی را با انگیزه های مختلف تحت الشعاع قرا ر می دهد و ممکن است بر مهرت های اجتماعی آنان در تدارک فراغت های گروهی و تفریحات و بازی های غیر مجازی تاثیر منفی بگذارد. همچنین مجاورت طولانی با فضای مجازی  می تواند به فرهنگ پذیری یک طرفه و تاثیر پذیری افراطی از هنجارها و ارزش ها در عرصه های مختلف ارتباطی و اجتماعی انجامیده و با  تقویت جهان وطنی تعلقات ملی و سنتی کاربران را تحت تاثیر قرار دهد

 

نقش اینترنت در روابط بین نسلی

حدود 75 سال پیش، جز رادیو و گرامافون و کمی دیرتر تلویزیون، وسیله ارتباط جمعی دیگری وجود نداشت  و گستره  اطلاع  رسانی به حیطه اخبار محلی و گاهی ملی محدود می شد.اما طی 25 سال اخیر و پس از پیروزی انقلاب به صورت تصاعدی شاهد ارتقای  وسایل اطلاع رسانی بودیم، به طوری که امروز به صورت نرم افزاری و سخت افزاری تحولات محیر العقولی در این زمینه صورت می گیرد.
این روز ها رشد رسانه های نوین در کشور آنچنان چشمگیر است که نسل حاضر و نسل پیشین را با چالش های زیادی روبه رو کرده است.


ادامه نوشته

تلویزیون به عنوان زمینه ساز نگرش های اجتماعی

نفوذ تلویزیون به عنوان یک وسیله فرهنگی نمی تواند چنانکه باید بر حسب محتوای برنامه های ارائه شده ارزیابی گردد. تلویزیون به فراهم ساختن چهارچوب های تجربه، نگرش های کلی فرهنگی، که درون آن افراد در جوامع امروزی اطلاعات را تفسیر کرده و سازمان می دهند کمک می کند. تلویزیون در گسترش شکل های غیر مستقیم ارتباط در عصر حاضر به همان اندازه کتاب یا مجلات و روزنامه ها مهم است. تلویزیون  شیوه هایی را که افراد زندگی اجتماعی را تفسیر کرده و نسبت به آن واکنش نشان    می دهند با کمک به نظم دادن تجربه ما از زندگی اجتماعی، قالب ریزی می کند. فرض هایی که در پس رخصت کلی تولید و پخش تلویزیونی قرار دارند شاید از هر گونه برنامه های خاصی که نشان داده می شود مهم تر باشد.برای مثال تلویزیون به واسطه اهمیتش در فراهم آوردن عرصه ای برای طرح مسائل و معرفی نامزدهای انتخاباتی، تا اندازه ای به تغییر ماهیت انتخابات امروزی کمک کرده است. به عنوان نمونه ای دیگر نمادهایی که در پخش آگهی وجود دارند ممکن است تاثیر عمیق تری بر رفتار اجتماعی داشته باشند تا پیام های اعلام شده ای که آگهی کنندگان مایل اند به مخاطبان خود انتقال دهند. بدین سان، تفاوت های جنسی اغلب در آنچه در محیط یا زمینه یک برنامه آگهی تجارتی می گذرد به صورت نمادین در می آیند و نه آنچه آشکارا به فروش می رسد. در بسیاری از آگهی ها، مردان از نظر ذهنی و فیزیکی هوشیار به نظر می رسند، حال آنکه زنان در حالی که به شیوه ای رویایی به دور دستها خیره شده اند نشان داده می شوند.

 

کارکردهای رسانه های جمعی

رسانه های گروهی دارای کارکردهای گوناگونی می باشند که از جمله مهم ترین آن عبارتند از:

1- کارکردهای فرهنگی

اگر فرهنگ را مجموعه ای منسجم از آرا، عقاید، ارزش ها، هنر، آداب و رسوم که توسط غالب افراد جامعه پذیرفته شده است و از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود بدانیم که ارائه مباحث نظری درباره هر یک از موارد یاد شده را می توان کارکرد فرهنگی رسانه ها به حساب آورد؛ امروزه بسیاری از افراد بخش عمده معلومات خود را مرهون برنامه های رادیویی و تلویزیونی و یا بهره گیری از رسانه های نوشتاری هستند و این امر در مورد قشر کودک و نوجوان به آسانی قابل مشاهده است؛ زیرا آنان از دیگر اقشار وقت صرف دیدن تلویزیون می کنند.

2- کارکرد سیاسی

در عصر حاضر، رسانه ها با  بهره گیری از قدرت تاثیر فوق العاده خود، به راحتی  می توانن جریانات و گرایش های سیاسی را برای مخاطبان خود راهبری یا تبیین کنند. عینی ترین کارکرد رسانه ها در دنیای امروز در همین بخش ظاهر شده و به تعبیر تافلر بشر امروز کاملا از رسانه ها منفعل است، به خصوص در بعد دموکراسی و امور سیاسی آینه تمام نمای رسانه هاست. چه کسی است که نداند ابر رسانه ها کاملا در اختیار گرایش های سیاسی صهیونیسم بین المللی بوده و اجرا کننده برنامه های سیاسی مورد علاقه آنها هستند؟

با یک نگاه گذرا به تاریخ سیاسی معاصر، به خوبی می توان دید که بسیاری از منازعات و کشمکش سیاسی و یا هدایت و پرچم داری رسانه ها تبدیل به جریانات قومی – سیاسی و یا تعدیل و حتی خاموش گردیده اند.

3- کارکرد اطلاعاتی

امروزه قسمت عمده ای از انتظارات مخاطبان رسانه ها، دریافت اخبار و اطلاعات روزمره است. از این نظر، رسانه های جمعی را دارای حضور بسیار جدی و موکد در متن زندگی خود می دانند.

افراد جامعه غالبا اطلاعات لازم را از طریق رسانه های نوشتاری و صوتی به دست  می آورد. برای مثال، اگر هر فرد بنا به گرایش هایی که آنها دارند هرچند نخواهند از برنامه های تلویزیونی بهره بگیرد، دست کم اخبار آن را مورد توجه قرار می دهد.

4- کارکرد تفریحی

شنیدن و دیدن فیلم ها، نمایش نامه ها، مسابقات و سرگرمی ها، سرودها و اشعار مفرح که از طریق رسانه های صوتی و تصویری پخش می شوند، در کنار مطالعه و ملاحظه قصه ها، که در مطبوعات چاپ و منتشر می گردند، قسمت زیادی از اوقات فراغت افراد را به خود اختصاص داده اند، به گونه ای که امروزه بسیاری از افراد برای پر کردن اوقات فراغت خود به رسانه پناه می برند و از طریق مشاهده برنامه های تفریحی، خود را سرگرم می کنند. برای مثال، در کشور خود ما ایران بسیاری از افراد به جای مبتلا شدن به برخی راه های انحرافی و سرکردن با گروههای کجرو، ترجیح می دهند در منزل و با بهره گیری از برنامه های ورزشی و تفریحی، اوقات فراغت خود را پر کنند. استقبال از شبکه های تهران و سوم خود گواهی دهنده این واقعیت است، زیرا شبکه های مذکور عمدتا برنامه های تفریحی و سرگرمی ارائه  می دهند.

 

بی توجهی والدین به تفاوت نسل ها

به روز بودن والدین و آشنایی آنها به مساله تفاوت نسل ها و تغییرات ناشی از گذر زمان در فرایند تربیت از مهم ترین عوامل موفقیت در تربیت است که متاسفانه ما امروز این خلا را به وضوح در کانون های تربیتی و بالاخص خانواده ها احساس می کنیم. پرهیز از اصرار بر آداب و شیوه های تربیتی گذشته، نکته ای است که هم از سوی پیشوایان دینی مورد تاکید قرار گرفته است و هم از سوی دانشمندان علوم روانشناسی و تعلیم و تربیت که نمونه ای از هر کدام ذیلا اشاره می شود.
امام علی (ع) می فرماید: " لا تقسروا اولادکم لادابکم مخلوقون لزمان غیر زمانکم." فرزندان خودتان را مجبور نکنید آداب زمان شما را رعایت کنند چرا که آنها در زمانی غیر از زمانی که شما در آن خلق شده اید، به دنیا آمده اند. همچنین پستالوزی در خطابه ای که برای فراگیران خود ایراد می کرد به نیکی این نکته متذکر می شود. او خطاب به فراگیران خود گفت: " علیه مقاصد یا تمایلات شما هیچ کینه ای احساس نمی کنیم و نسبت به آنها تجاوزی را روا نمی داریم. دور باد از ما که بخواهیم شما را همانند خودمان یا اکثر معاصرانمان تربیت کنیم. شما باید به یاری مراقبت های ما آن گونه که طبیعت شما اقتضا می کند، تربیت شوید. "

 

 

 

مفهوم نسل

در میان علمای علوم اجتماعی هنوز وفاق کافی در مورد معنای نسل وجود ندارد. به نظر هیوز هر نسل بر پایه تجربیاتی که افرادش در آن شریک بوده اند حد و مرزی از خود به دست می دهد و در واقع خوشه ای حول محور این گونه تجربه ها تشکیل    می شود. بنابراین کسانی که با افراد پانزده سال از خودشان بزرگتر در رویدادهای روانی تعیین کننده شریک بوده اند، ممکن است خود را به این افراد نزدیکتر احساس کنند تا به افرادی که سنشان فقط اندکی از آنان کمتر است ولی به آن حوادث ارتباطی نداشته اند.

از دیدگاه بالس پاسخ به این پرسش که منظور از نسل چیست کار آسانی نیست. از برخی جهات می توان گفت که یک نسل عبارت است از فاصله میان والدین با فرزندانشان. بدین ترتیب اگر سن بچه دار شدن را مثلا بین بیست الی بیست و پنج سالگی فرض کنیم آنگاه هر بیست تا بیست و پنج سال یک نسل جدید پا به عرصه حیات می گذارد. بسیاری از مردم در طول عمر خویش شاهد حضور سه نسل هستند. پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها، خودشان و فرزندانشان. به نظر بالس

نظریه پردازان فرهنگ عامه و نیز تاریخ نگاران بر این اعتقادند که ظاهرا در حدود هر ده سال شکل جدیدی از ذهنیت نسلی بروز می کند.

جایگاه نسلی بیانگر موقعیت اجتماعی یک نسل می باشد که آن نسل را با افراد نسل دیگر متفاوت  می کند. اهمیت  این  مفهوم  در جامعه شناسی  به  خاطر دیدگاههای متفاوتی است که نسل های متفاوت به دلیل جایگاه و موقعیت متفاوتشان پیدا  می کنند. این مفهوم با مفهوم دوره ی زندگی نیز قرابت دارد. به نظر شارون زمانی که فرد متولد می شود دارای اهمیت است. زیرا افراد در دوره ای تاریخی قرار می گیرند که نسلی شروع به شکل دادن دیدگاهش می کند. افراد را با دیدگاههای آن نسل در سراسر زندگیشان پیوند می دهد و بر بسیاری از باورهای آنها اثر می گذارد. کسانی که در نسل خود طعم جنگ را چشیده اند درباره ی جنگ  و صلح دیدگاهی متفاوت با کسانی دارند که چنین تجربه ای نداشته اند. کسانی که هنگام فارغ التحصیلی از دانشگاه فرصت های شغلی داشته اند درباره ی کار و آینده نگرش متفاوت با کسانی دارند که این گونه فرصت ها را نداشته اند. طلاق، کنترل زادو ولد، سقط جنین، ازدواج و برابری جنسی از نظر افراد نسبت به اینگه از کدام نسل باشند معنای متفاوتی خواهد داشت.

کرتزل مفاهیم و تعابیر مطرح شده در حوزه جامعه شناسی نسلی را در چهار مقوله تقسیم بندی کرده است

  1. نسل به معنای اصل و نسب خویشاوند
  2. نسل به معنای افراد هم دوره
  3. نسل به معتای مرحله ی زندگی
  4. نسل به مثابه ی دوره تاریخی

ممکن  است در کاربرد  دانشمندان  علوم اجتماعی  تعاریف  مختلفی  داشته  باشد.

مورخان، انسان شناسان و جامعه شناسان اصطلاح نسل را به کار می برند تا مقطع زمانی متعلق به زندگی معاصران را برسانند. بنابراین هنگامی که درتاریخ از نسل ها سخن    می رود منظور از نسل: فاصله بین تولد پدران و مادران و تولد فرزندان آنها است که معمولا 30 سال در نظر گرفته می شود. یعنی سه نسل در یک قرن. انسان شناسان نسل را هنگامی به این معنی به کار می برند که بخواهند نسب نامه ها را برای محاسبه تاریخ های وقایع سنتی به کار گیرند و جامعه شناسان هنگامی که بخواهند در تحلیل آمار جمعیت یک برهه زمانی را نشان دهند.

از این نظر در مجموع می توان گفت: نسل عبارت است از فاصله زمانی بین تولد اعضایی از جامعه که همزمان زاده شده اند و تولد فرزندان آنها که جامعه شناسان آن را از لحاظ آماری دوره ی معینی فرض می کنند که معمولا 30 سال است.

به عقیده مانهایم، منظور از نسل در مفهوم اجتماعی آن داشتن جایگاه مشترک از بعد تاریخی تحول است. بنابراین نسل موید وقایع تاریخی مشترک میان افراد است که در دوره های معینی رخ داده و سبب اشتراک در تجارب و آگاهی های آنان شده است.