بررسی جامعه شناسی پدیده لمپنیسم
لمپنیسم را باید محصول افسردگی اجتماعی دانست، افسردگی که در همه ادوار تاریخی در جوامع وجود داشته است.
نگاه های سرد بی اعتنا که با لبخندهای مصنوعی شان همه چیز را به سخره می گیرند، صورت های بی روحی که سعی می کنند سردی چهره خود را در انبوه کرم های رنگارنگ یا لباس های عجیب و غریب که به تن دارند پنهان کنند، گویی با همه غریبه اند.
به هر حال وقتی هویت رنگ می بازد و عجیب نیست که معنای اصالت را باید تنها در واژه نامه های فارسی جستجو کرد واژه هایی که تنها به معنای لغوی اشاره می کنند، پس با این تفاسیر دیدن آدم هایی با حرکات عجیب و غریب، گویش های ناآشنا و آرایش های غریب تر از آن اصلا تعجب آور نیست و در این بین لمپنیسم تنها لغتی است که تفسیر کاملی از این شرایط را به نمایش می گذارد، نمایشی که چندی است آغاز شده.
بحث لمپنیسم به طور جدی برای نخستین بار در آثار مارکس و در طی سالهای 1840 تا 1850 مطرح شده و منظور از لمپن ها گروهی هستند که به هرج و مرج و اغتشاش اجتماعی دامن می زنند اما حرکاتشان خاستگاه ایدئولوژیک ندارد، لمپن ها با رفتارهای نظیر آرایش و پوشش خلاف عرف و غیر معمول و برخی حرکت های نمایش تخریبی، خود را به جامعه معرفی می کنند.
بررسی وضعیت لمپنیسم در ایران گویای عدم تبعیت لمپن های ایرانی از اصول لمپنیسم غربی است و حاکی از حرکت کند آنان در لایه های بسیار محدود در حوزه روابط و آداب و رسوم اجتماعی است با این حال هرگز نباید از خطر شیوع لمپنیسم و گسترش حرکت های این گروه غفلت کرد چرا که با گسترش دامنه فعالیت هنجارشکن این گروه ها حقوق مسلم سایر شهروندان و حریم آزادی های آنان محدودتر می شود.
این که لمپنیسم چیست و می تواند چه تبعیاتی بر جامعه داشته باشد موضوع گفت و گو با دکتر " طهمورث شیری" جامعه شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد است که این در خصوص می گوید: اگر بخواهیم نگاه جامعه شناختی در این زمینه داشته باشیم باید نخست به این نکته توجه کنیم که لمپنیسم محصول جوامع پیشرفته است و آن چیزی که به عنوان لمپنیسم در کشورهای در حال توسعه نظیر ایران مشاهده می شود در واقع جنبه تقلیدی و اقتباس دارد که در لایه های محدودی از جامعه به رشد و نمو می پردازد و سعی دارد تا بدین ترتیب با به دست آوردن فرصت مناسب اوضاع را به نفع خود تغییر دهد.
به گفته این عضو هیئت علمی دانشگاه، لمپنیسم را باید محصول افسردگی و یاس اجتماعی دانست یاسی که در همه ادوار تاریخی در جوامع وجود داشته است و برای این ادعا اشاره به کتاب مدینه های فارابی سند معتبری است چرا که این دانشمند اسلامی نیز از لمپن ها به عنوان علف های هرزه یاد می کند.
دکتر شیری با اشاره به این که لمپنیسم در غرب بر پایه نیاز های اجتماعی موجود شکل گرفته است. می گوید: در ایران لمپنیسم هرگز اصالت و ریشه حقیقی نداشته است و همانند حضور برخی از گروه های ویژه نظیر زنان خیابانی حضوری محدود و کم رنگ دارد.
اما وی معتقد است، وجود برخی مکانیزم ها می تواند موجب افزایش یا پس رفت فعالیت این گروه ها شود.
وی می گوید: حس هویت اجتماعی، رشد هنجارها یا بی هنجاری های اجتماعی، وجود انسجام فرهنگی، قومیتی و خانوادگی و یا نبود آن، هر کدام می تواند به عنوان مولفه هایی از این دست تلقی شود.
دکتر شیری اضافه می کند: در صورتی که مولفه های اشاره شده از بعد منفی رشد یابند و عدم انسجام فرهنگی افزایش بیابد یا به هر ترتیب جامعه خصلت آنومیک ( بی هنجاری) پیدا کند. لمپنیسم رشد کرده و افزایش می یابد و این امر نقطه آغاز خطری برای جامعه محسوب می شود.
وی، واگرایی فرهنگی، افزایش فاصله بین فرهنگ رسمی و غیر رسمی، بی هویتی، افسردگی های اجتماعی، بیم از آینده افزایش مخاطرات شغلی و تحصیلی همه و همه را زمینه ای برای حضور لمپنیسم عنوان می کند و معتقد است تمرکز فعالیت های اجتماعی در دو حوزه سخت افزاری و دستگاه های فرهنگی کشور، تولید برنامه های فرهنگی و اجتماعی و بالاخره ایجاد زمینه اشتغال به خصوص برای جوانان تا حد بسیاری می تواند از جذب جوانان به سمت گروه های لمپن بکاهد.
شاید گسترش رفتارهای لمپنی در سالهای اخیر و بی میلی جوانان به رسوم و سنت های گذشته باید دلیلی محکم برای هشدارهای جامعه شناسان نسبت به افزایش لمپنیسم در جامعه جوانان دانست، خطری که هر گونه نظم اجتماعی و نیز اصلاح را در جامعه نشانه گرفته و مستقیما از زیر پا گذاردن ارزش ها سرچشمه می گیرد.
به هر ترتیب، بازگشت کلاه مخملی ها و خصلت های آنان را به مجموعه های تلویزیونی از دیگر راهکارهایی باید عنوان کرد که علی رغم مخالفت بسیاری از منتقدان، صدا و سیما اصرار به زنده شدن ارزش های کهن ایران زمین در پیش گرفته است.
دکتر شیری در این زمینه نیز معتقد است که احیای ارزش های گذشته در هر جامعه ای به یک سری از جنبه های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی وابسته است و ارزش ها در هر کدام از این منظرها نقشی خاص ایفا می کنند.
به گفته این عضو هیئت علمی دانشگاه به طور مثال، احیای ارزش های کهن جنبه عادتی و دورانی دارد و به دلیل احساس خلا آن جامعه در برخی دوران ها باب می شود و بعد از آن نیز مجددا رو به افول می گذارد مانند کلاه مخملی ها که به صداقت و غیرت گرایش داشتند. وی خاطر نشان کرد، متولیان فرهنگی ما اکنون معتقدند که در برخی از جنبه ها به شدت دچار خلا هستیم و الگوهای فرهنگی ما کارایی خود را از دست داده اند به همین دلیل برگشت به گذشته را به عنوان یک راهکار دنبال می کنند.
دکتر شیری با اشاره به این که در گذشته مولفه هایی نظیر غیرت، تعصب، حمایت از مظلوم و غیره از سوی خود مردم دنبال می شده و حکومت نیازی به تبلیغ نداشته است، می گوید: اکنون وضعیت به گونه ای تغییر یافته و این مولفه هایی دیگر حداقل از سوی گروه هایی از مردم کمتر دنبال می شود به همن دلیل دولت خود را ناچار به دخالت در این زمینه می داند تا ارزش های کهن و ارزشمند حفظ شوند.
او خاطر نشان می کند: برای جامعه ای که بالندگی فرهنگی ندارد، رجعت به گذشته می تواند به عنوان امری برای مقابله با لمپن ها و زنده نگاهداشتن ارزش های نیک تلقی شود.
دکتر شیری تصریح می کند که لمپن ها افرادی تحول گرا نیستند و هرگز مانند یک توده و حزب همگام عمل نمی کنند. اما با خوار شمردن ارزش ها و خصلت های نیک در جامعه سبب بی نظمی اجتماعی می شوند.
اگر چه رجعت کلاه مخملی های به تلویزیون و برنامه های آن می تواند در زنده نگاهداشتن ارزش های کهن و اصیل نقش خطیری ایفا کند اما به هر حال دست انرکاران مجموعه های تلویزیونی و مسئولان فرهنگی جامعه خطر شیوع برخی اعمال غیر قانونی نظیر چاقو کشی و غیره را که از خصوصیت های منفی کلاه مخملی ها هستند را نیز نباید نادیده بگیرند. به هر حال مقابله با لمپنیسم نیازمند تدوین برنامه های فرهنگی و آموزشی است که در سایه اختصاص بودجه کافی به این امر میسر خواهد بود و در این بین نقش اشتغال را نباید از یاد برد.