نفوذ تلویزیون به عنوان یک وسیله فرهنگی نمی تواند چنانکه باید بر حسب محتوای برنامه های ارائه شده ارزیابی گردد. تلویزیون به فراهم ساختن چهارچوب های تجربه، نگرش های کلی فرهنگی، که درون آن افراد در جوامع امروزی اطلاعات را تفسیر کرده و سازمان می دهند کمک می کند. تلویزیون در گسترش شکل های غیر مستقیم ارتباط در عصر حاضر به همان اندازه کتاب یا مجلات و روزنامه ها مهم است. تلویزیون  شیوه هایی را که افراد زندگی اجتماعی را تفسیر کرده و نسبت به آن واکنش نشان    می دهند با کمک به نظم دادن تجربه ما از زندگی اجتماعی، قالب ریزی می کند. فرض هایی که در پس رخصت کلی تولید و پخش تلویزیونی قرار دارند شاید از هر گونه برنامه های خاصی که نشان داده می شود مهم تر باشد.برای مثال تلویزیون به واسطه اهمیتش در فراهم آوردن عرصه ای برای طرح مسائل و معرفی نامزدهای انتخاباتی، تا اندازه ای به تغییر ماهیت انتخابات امروزی کمک کرده است. به عنوان نمونه ای دیگر نمادهایی که در پخش آگهی وجود دارند ممکن است تاثیر عمیق تری بر رفتار اجتماعی داشته باشند تا پیام های اعلام شده ای که آگهی کنندگان مایل اند به مخاطبان خود انتقال دهند. بدین سان، تفاوت های جنسی اغلب در آنچه در محیط یا زمینه یک برنامه آگهی تجارتی می گذرد به صورت نمادین در می آیند و نه آنچه آشکارا به فروش می رسد. در بسیاری از آگهی ها، مردان از نظر ذهنی و فیزیکی هوشیار به نظر می رسند، حال آنکه زنان در حالی که به شیوه ای رویایی به دور دستها خیره شده اند نشان داده می شوند.